پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٧ - وليد بن عبد الملك
درست حرف زدن نيز بىبهره بوده است. وى در سخنرانى كه در مسجد نبوى در مدينه انجام داد، اينچنين گفت: يا اهل المدينه (با ضمّ لام) در حالىكه قاعده ادبيّات عرب اقتضا مىكند كه حرف لام با فتحه خوانده شود. زيرا بر حسب قواعد علم نحو مناداى مضاف منصوب مىشود.
او همچنين روزى در ميان خطبهاى گفت: يا ليتها كانت القاضية، و تاء را با ضمّه خواند. البتّه اين آيه بيست و هفتم سوره حاقّه است و معناى آن اين است كه اى كاش آن مرگ كار را تمام مىكرد. عمر بن عبد العزيز حاضر بود و گفت: و ما را از دست تو راحت مىنمود[١]. عبد الملك بن مروان در هنگام حيات خود، پسرش وليد را براى اين غلطهاى ادبى سرزنش كرد و به او گفت: كسى كه نتواند به درستى به عربى سخن بگويد، نمىتواند والى و خليفه عرب شود.
به همين منظور عبد الملك عدّهاى از دانشمندان علم نحو را جمع كرد و آنها را به همراه وليد در خانهاى فرستاده دستور داد تا شش ماه او را تعليم دهند.
هنگامى كه پس از گذشت شش ماه وليد از آن خانه خارج شد، از روزى كه داخل آن خانه شده بود نادانتر بود[٢].
عمر بن عبد العزيز در زمان حكومت خود درباره وليد اينگونه سخن گفته و از او به بدى ياد كرده است: همانا كه وليد از كسانى بود كه زمين از وجودش پر از ظلم و جور شده بود[٣]. تاريخنويسان آوردهاند كه: وليد بن عبد الملك بسيار ازدواج مىكرد و بسيار طلاق مىداد. چراكه گفتهشده: او جداى از كنيزكانى كه داشت، شصت و سه زن را به عقد خود درآورد[٤].
در زمان وليد بن عبد الملك بود كه حجّاج بن يوسف ثقفى خونآشام
[١] . تاريخ ابن اثير ٤/ ١٣٨.
[٢] . تاريخ ابن اثير ٤/ ١٣٨.
[٣] . سيوطى، تاريخ الخلفاء/ ٢٢٣.
[٤] . الانافه فى معاصر الخلافه ١/ ١٣٣.