پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥٦ - بخش نخست پرورش حضرت امام باقر عليه السلام
اين پسر من داراى فرزند پسرى مىشود كه به او علىّ بن الحسين مىگويند. او سرور عبادتكنندگان است. هنگامى كه روز قيامت برپا شد منادى ندا مىكند كه سرور عبادتكنندگان بهپا خيزد. آنگاه علىّ بن الحسين بهپا خواهد خواست. علىّ بن الحسين نيز داراى فرزند پسرى خواهد شد كه او را محمّد مىنامند. اى جابر، هرگاه او را ديدى سلام مرا به او برسان، اى جابر بدانكه مهدى اين امّت از فرزندان همين پسر خواهد بود، و اى جابر بدانكه تو پس از ديدن اين پسرعمو چندانى نخواهى كرد[١].
٢. تاج الدّين بن محمّد نقيب حلب با سند خود از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود:
من بر جابر بن عبد اللّه انصارى داخل شده و بر او سلام كردم. جابر به من گفت:
كيستى؟ البتّه جابر در آن زمان نابينا شده بود، به او گفتم: من محمّد فرزند علىّ بن الحسين هستم، جابر گفت: پدر و مادرم به قربانت، نزديك بيا. من به او نزديك شدم، جابر دست مرا بوسيد و مىخواست پاى مرا نيز ببوسد. من پاى خود را كشيدم، آنگاه جابر گفت: بدانكه پيامبر خدا بر تو درود و سلام فرستاده است، من به جابر گفتم: سلام و رحمت و بركات خداوند بر رسول خدا باد. امّا اى جابر جريان از چه قرار بوده است؟ جابر گفت: روزى در نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله بودم. پيامبر به من فرمودند: اى جابر، تو پس از من عمرى طولانى خواهى كرد، تا هنگامى كه مردى از فرزندان مرا ببينى كه به او محمّد بن علىّ بن الحسين مىگويند. خداوند به او نور و حكمت عطا خواهد كرد. پس هرگاه او را ديدى سلام مرا به او برسان[٢].
٣. صلاح الدّين صفدى گويد: جابر همواره در كوچههاى شهر مدينه قدم
[١] . به نقل از تاريخ ابن عساكر، ٥١/ ٤١، از نسخههاى عكسى كتابخانه امام امير المؤمنين.
[٢] . غاية الاختصار/ ٦٤.