پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٨ - ٢ ازلى بودن واجب الوجود
٢. ازلى بودن واجب الوجود
مردى از امام باقر عليه السّلام سؤال كرد: مرا از پروردگار خود خبر بده كه از چه زمانى وجود داشته است؟ امام باقر عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
واى بر تو، سؤال تو درباره چيزهائى صحيح است كه نبوده و بهوجود آمده و مىگويند چهوقت بهوجود آمده. امّا خداوند من تبارك و تعالى از ازل بوده و همواره حيات داشته و حيات او مقيّد به چگونگى [يا مقوله كيف] نبوده و نيست (چراكه كيفيات خود حادث و مخلوق هستند و خداوند كه موجود بسيط است تركيبى ندارد تا چگونگى داشته باشد).
پروردگار من در حالتى بوده كه بودنش از مقوله «كون كيف» يا بودن مقيد به چگونگى نبوده است، او مكانى ندارد و در مقوله «اين» نيز درنمىگنجد، در چيزى نيست [چراكه حلول باطل است] و بر چيزى قرار ندارد [چراكه محتاج چيزى نيست] و براى بودن خود مكانى پديد نياورده است.
او پس از آفرينش مخلوقات نيرومند نگشت [چون اصلا ضعيف نبود] و پيش از آفرينش موجودات ناتوان نبود [تا آفرينش آنان سبب رفع ناتوانى او باشد]، پيش از آفرينش بيمناك نيز نبوده است [تا براى انس گرفتن با موجودات آنان را بيافريند] به هيچچيز كه در لفظ آيد يا بهخاطر درگذرد شبيه نيست [چراكه از مشابهت به مخلوقات خود منزه است] نه پيش از آفرينش موجودات، نه پس از آفرينش آنان و نه پس از زوال و نابودى آنها هيچگاه از پادشاهى و سلطنت جدا نبوده است [چرا كه سلطنت او منوط بهوجود آنان در جهان خارج نيست] او از ازل زنده بوده است بدون زندگى [جداى از ذات]، پيش از آنكه چيزى بيافريند پادشاه توانا بود و پس از آفرينش جهان هستى نيز پادشاه مقتدر است.
براى او چگونگى و مكان و حدّى نيست و بهوسيله شباهت به چيزى شناخته