پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤ - بخش دوم برداشتهايى از شخصيت حضرت امام باقر عليه السلام
سوگند كه محمّد بن على يكى از كسانى بود كه مصداق اين آيه شريف بوده است[١].
٥. عبد الملك بن مروان به حاكم مدينه نوشت: محمّد بن على را دست و پا بسته و در غلوزنجير به نزد من بفرست.
حاكم مدينه در جواب نامه عبد الملك نوشت: اى امير مؤمنان اين نامهاى كه برايت مىنويسم به منزله مخالفت با تو يا ردّ كردن دستور تو نيست. بلكه خيرخواهى است كه از روى دلسوزى انجام مىدهم. امروزه در روى زمين فردى باعفّتتر، زاهدتر و باورعتر از مردى كه شما او را از من طلب كردهايد وجود ندارد. او از داناترين مردم، ملايمترين مردم و در عبادت خداوند و فرمانبردارى از او سختكوشترين مردمان است و من ناپسند مىدارم كه امير المؤمنين عبد الملك متعرّض چنين شخصى گردد، چرا كه إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان وضع خود را تغيير دهند. عبد الملك از ديدن نامه والى خوشحال شد و فهميد كه او از روى خيرخواهى و دلسوزى اين نامه را برايش نوشته است[٢].
٦. هشام بن عبد الملك به امام باقر عليه السّلام عرض كرد: به خدا سوگند كه من هرگز دروغى از تو نشنيدهام[٣]. همچنين به آن حضرت عرض كرد: تا زمانى كه امثال تو در ميان قريش وجود داشته باشند، همواره قريش سرور و صاحب اختيار عرب و عجم باقى خواهد ماند[٤].
٧. قتادة بن دعامه بصرى به امام باقر عليه السّلام عرض كرد: من در برابر فقيهان و
[١] . كشف الغمّه ٢١٢.
[٢] . ائمّتنا ١/ ٣٩٦، به نقل از اعيان الشّيعه ٤ ق ٢/ ٨٥.
[٣] . مناقب ٢/ ٢٧٨.
[٤] . بحار الانوار ١١/ ٨٨.