پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٩ - ١ عقيده سالم
كه: «الايمان إقرار و عمل، و الإسلام إقرار بلا عمل»؛ ايمان، عبارت از اقرار به همراه عمل است. امّا اسلام اقرارى است كه به همراه آن عملى نيست[١].
آن حضرت همچنين فرمودهاند:
«الإيمان ما كان في القلب، و الإسلام ما عليه التناكح و التوارث و حقنت به الدماء، و الايمان يشرك الإسلام، و الإسلام لا يشرك الايمان»؛
ايمان آن اعتقادى است كه در قلب انسان جايگزين شده است. امّا اسلام آن است كه احكام ظاهرى همچون ازدواج و ميراث و حفظ خونهاى مردم بهوسيله آن انجام مىشود. ايمان با اسلام اشتراك دارد امّا اسلام با ايمان اشتراك ندارد[٢].
آن حضرت پس از بيان اصل اساسى توحيد، اصل اساسى ديگرى از اصول عقايد اسلامى را كه بعد از اصل توحيد از مهمترين اصول بهشمار مىرود براى امّت بيان داشتهاند كه همان اصل ولايت و امامتى كه از جانب خداوند براى امّت قرار داده شده است باشد. چراكه ولى و امام به نيابت از خداوند نقش حجّت بر مردمان را بازى مىنمايد. امام باقر عليه السّلام در روايتى عاقبت كسانى را كه زير بار ولايت ولىّامر منصوب از جانب خدا نرفتهاند را بيان نموده و فرمودهاند:
اگر كسى با اعتقاد به دين خداوند را با سختترين عبادتها بندگى و فرمانبردارى نمايد، امّا ولايت امام عادلى را كه از جانب خداوند منصوبشده قبول نداشته باشد، سعى او در نظر خداوند مقبول نبوده و او گمراه و متحيّر است. مثل او، مثل گوسفندى است كه چوپانى ندارد و از گلّه و چوپان خود جدا مانده است. او به اين سو و آنسو مىرود و روز خود را به شب مىرساند، امّا هنگامى كه شب شد
[١] . تحف العقول/ ٢١٧.
[٢] . تحف العقول/ ٢١٨.