پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٦ - اقدام براى ترور امام باقر عليه السلام
اقدام براى ترور امام باقر عليه السّلام
به هر صورت حاكم طاغوتصفت زمانه هشام بن عبد الملك دستور داد تا امام باقر عليه السّلام شهر دمشق را ترك كرده و به مدينه بازگردد. چراكه مىترسيد مردم دمشق با ديدن امام باقر عليه السّلام شيفته و شيداى او شوند و افكار عمومى بر ضدّ بنى اميّه جهتگيرى نمايد. امّا نقشه پليدى در سر پروراند. وى به تمام بازارهاى شهرها و مغازهها و اماكن تجارى كه در راه دمشق به مدينه واقع شده بود دستور داد تا درها را بر روى كاروان امام باقر عليه السّلام ببندند و هيچگونه چيزى به آن حضرت نفروشند، مراد هشام بن عبد الملك از اين دستور شوم اين بود كه امام عليه السّلام در اثر تشنگى و گرسنگى در ميان راه از بين برود و خونش نيز لوث شده به گردن هشام نيفتد.
قافله امام حركت كرد. آنان در حالىكه از گرسنگى و تشنگى ناتوان شده بودند به يكى از شهرها رسيدند. امّا اهل آن شهر مغازههاى خود را به روى امام بستند. [گويند اين شهر، شهر تاريخى «مدين» خاستگاه حضرت شعيب پيغمبر عليه السّلام بوده است] هنگامى كه امام باقر عليه السّلام اوضاع را اينچنين ديدند از كوهى كه در كنار آن شهر بود بالا رفتند و صدا را اينگونه بلند كردند كه:
«يا أهل المدينة الظالم أهلها أنا بقية اللّه، يقول اللّه تعالى: بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ؛ اى اهالى شهرى كه اهل آن همه ستمگر و بيدادگر هستند. من بقيت اللّه هستم، خداوند مىفرمايد: اگر مؤمن باشيد، باقيمانده خدا براى شما بهتر است، و من بر شما نگاهبان نيستم.
هنوز كلمات امام تمام نشده بود كه مردى از پيران آن شهر از خانه خارج شد و در ميان اهل آن قريه ندا درداد كه: