پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٠ - دستگيرى امام باقر عليه السلام، بردن آن حضرت به دمشق و زندانى كردن ايشان
حضرت تير را به چله كمان گذاشته و هدف را بهوسيله آن مورد اصابت قرار دادند. تير آن حضرت مستقيم به وسط هدف خورد. سپس امام باقر عليه السّلام تير دوّمى برداشته و باز به طرف هدف تيراندازى كردند. اينجا بود كه تير دوّم پشت تير اوّل را شكافت و آن را از وسط به دو نيم كرد و در جاى تير اوّل در وسط هدف قرار گرفت. امام عليه السّلام تيراندازى را ادامه دادند تا اينكه نه تير يكى در پشت ديگرى زدند و همه در يك مكان وارد شد. اين كارى بود كه از بزرگترين تيراندازان دنيا نيز ساخته نبود. هشام از شدّت خشم بىتاب شد و نتوانست جلوى خود را بگيرد و با صداى بلند گفت: اى ابا جعفر، تو تيراندازترين فرد عرب و عجم هستى، و خيال مىكنى كه براى اين كار پير شدهاى؟!! سپس از اينكه در ميان اين جمع از امام باقر عليه السّلام تعريف و تمجيد كرده است پشيمان شد. مدّتى سر به زير انداخت و امام باقر عليه السّلام روبروى او ايستاده بود. هنگامى كه ايستادن امام باقر عليه السّلام به طول انجاميد، آن حضرت خشمگين شدند و غضب از خطوط چهره آن حضرت نمايان گشت. آن حضرت هرگاه خشمگين مىشدند به سمت آسمان نگاه مىكردند.
هنگامى كه هشام خشم امام را ديد برخواست و امام را در آغوش گرفته، وى را در سمت راست خود نشاند. آنگاه رو به امام باقر عليه السّلام كرده و گفت: اى محمّد، همواره قريش سرور و آقاى عرب و عجم خواهد بود تا زمانى كه امثال تو در ميان قريش باشد. آفرين!! چه كسى اين تيراندازى را به تو آموخته است؟
در چه سنّى تيراندازى را آموختهاى؟ آيا جعفر نيز مانند تو مىتواند تيراندازى كند؟
امام باقر عليه السّلام در پاسخ هشام بن عبد الملك فرمودند: «ما خاندانى هستيم كه صفات كمال را از يكديگر به ارث مىبريم».