پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٩ - ايمنسازى تربيتى
هادى عليه السّلام، «موسى مبرقع»، بهكار گرفت تا وى را در كارى وارد نمايد كه در شأن او نبوده، موجب آبروريزى او و برادرش حضرت امام هادى عليه السّلام مىگرديد، حضرت امام هادى عليه السّلام در برابر برادر خود قرار گرفته و قبل از اينكه موسى به ملاقات متوكّل برود حقيقت قضيه و آنچه در انتظار او بوده و خطرات معنوى كه اين مسأله به دنبال داشت را به او گوشزد نمودند[١].
حضرت امام هادى عليه السّلام مفهوم توجّه به درگاه خداوند متعال و پناه بردن به آن ذات مقدّس را در موارد متعدد و به شكلهايى ملموس به پيروان خود نشان مىدادند تا آنها اهمّيت اين اصل اساسى را در زندگى درك كنند.
در همين رابطه از ابو محمّد فهّام با سند از ابو الحسن محمّد بن احمد نقل شده است كه گفت: عموى پدرم براى من نقل كرد كه روزى به نزد حضرت امام هادى عليه السّلام رفته و به آن حضرت عرضه داشتم: متوكّل تنها بهخاطر اينكه مىداند من با شما ارتباط دارم حقوق مرا قطع نموده است و جز اين، اتّهام ديگرى ندارم، حال سزاوار است كه بر من لطف و كرم كنى و در نزد او وساطت كنى تا حقوق مرا وصل كند. امام هادى عليه السّلام فرمودند: ان شاء اللّه حاجتت برآورده است.
چون شب فرا رسيد، فرستادگان متوكّل يكى پس از ديگرى به در خانه من آمده احضارم نمودند. من در همانشب به نزد متوكّل رفته، او را در رختخوابش درازكشيده يافتم. متوكّل در همان حال به من گفت: اى ابو موسى به ما سر نمىزنى و خود را از خاطر ما مىبرى. چه مقدار از بابت حقوق از ما طلب دارى؟
[١] . ر. ك كافى ١/ ٥٠٢.