پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٦ - ١ پرهيز از تحريك كردن حاكمان و كارگزارانشان
«حمّانى»[١] مىباشد. آنجا كه مىگويد:
«گروهى از قريش به كشيدگى گونهها و انگشتان خود بر ما فخر فروختند.»
«پس هنگامى كه ما بر سر اين مطلب با آنان نزاع كرديم، بانگ عبادتگاهها اذان بر حقّانيت ما و برترى ما نسبت به آنها گواهى داد.»
«تو ما را ساكت و آرام مىبينى، امّا گواه ما هرروز با بانگ بلند در هر مسجدى به فضيلت و برترى ما بر آنها شهادت مىدهد.»
«چراكه رسول خدا احمد جدّ ما و ما چون ستارگانى درخشان، فرزندان او هستيم.»[٢]
متوكّل پرسيد: اى ابو الحسن، بانگ عبادتگاهها ديگر چيست؟
امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند: «أشهد أن لا اله الا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه»، آيا او جدّ من است يا جدّ تو؟
متوكّل خنديد و گفت: جدّ تو است، تو را از او جدا نمىكنم[٣].
امام هادى عليه السّلام نيز چنانكه ديديم عليرغم دشمنى آشكار متوكّل با علويان، هيچگاه از جواب دادن به مسائل مشكل علمى كه براى دستگاه حكومتى ايجاد
[١] . لازم به ذكر است اين شخص كه امام هادى عليه السّلام از او اينچنين تعريف كرده است از بزرگان بنى هاشم بوده نامونسب او على بن محمد حمانى شاعر، ابو الحسن على بن محمد بن جعفر بن محمد بن زيد بن على بن الحسين عليهم السّلام م. ٣٠١ ه. ق مىباشد طالبان مىتوانند به المجدى/ ١٨٥ و الغدير/ ٣/ ٥٧ مراجعه كنند.
[٢] .
|
لقد فاخرتنا من قريش عصابة |
بمدّ خدود و امتداد أصابع |
|
|
فلما تنازعنا المقال قضى لنا |
عليهم بما نهوى نداء الصوامع |
|
|
ترانا سكوتا و الشّهيد بفضلنا |
عليهم جهير الصوت في كل جامع |
|
|
فإن رسول اللّه احمد جدّنا |
و نحن بنوه كالنجوم الطوالع |
|
[٣] . امالى طوسى/ ٢٨٧ ح ٥٥٧، مناقب آل ابى طالب/ ٤/ ٤٣٨.