پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٠ - تفتيش منزل امام عليه السلام
كه: آن صورتها اكنون محلّ جنگ و جدال كرمها شده است»
«چه طولانى بود عمرى كه آنان در آن فقط خوردند و آشاميدند، امّا اكنون پس از آن خوردن طولانى خود خوراك مورومار شدهاند.»[١]
اينجا بود كه متوكّل بهشدّت گريست و دستور داد تا بساط شراب را برچينند. آنگاه رو به امام هادى عليه السّلام كرد و گفت: اى ابو الحسن، آيا دين و بدهى دارى؟ امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند: آرى، چهار هزار دينار، متوكّل به آن حضرت چهار هزار دينار داد و آن حضرت را با احترام تمام به خانهاش بازگرداند.
از ديگر مواردى كه متوكّل دستور داد تا خانه امام عليه السّلام را بازرسى كنند اين جريان است: مقدّمه جريان اينگونه بوده است كه روزى متوكّل به بيمارى دچار شد و دملهايى از بدن او خارج شد كه او را به حد مرگ رساند، و هيچ پزشكى جرأت نمىكرد تا به دمل او نيشتر بزند. مادر متوكّل نذر كرد كه اگر پسرش از اين مرض رهايى يابد از مال خود مبلغ بسيارى به حضرت ابو الحسن على بن محمّد امام هادى عليه السّلام بدهد. فتح بن خاقان كه از نذر مادر متوكّل آگاه شده بود به او گفت: اگر هماكنون كسى را به نزد او بفرستى و از او در اينباره سؤال كنى، شايد كه او براى حلّ اين مشكل راهى داشته باشد.
اينجا بود كه مادر متوكّل كسى را به نزد امام هادى فرستاد و شرح بيمارى
[١] .
|
باتوا على قلل الأجبال تحرسهم |
غلب الرجال فما أغنتهم القلل |
|
|
و استنزلوا من بعد عز من معاقلهم |
فاودعوا حفرا يا بئس ما نزلوا |
|
|
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا |
أين الاسرة و التيجان و الحلل |
|
|
أين الوجوه التي كانت منعمة |
من دونها تضرب الاستار و الكلل |
|
|
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم |
تلك الوجوه عليها الدود يقتتل |
|
|
قد طال ما أكلوا دهرا و ما شربوا |
فأصبحوا بعد طول الأكل قد أكلوا |
|