پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٤ - شهادت حضرت امام جواد عليه السلام
ى- روايت هفتم: حميرى از احمد بن محمّد بن عيسى از پدرش روايت مىكند كه حضرت امام جواد عليه السّلام هنگامى كه مىخواستند از مدينه به سمت عراق حركت كنند و براى رفتن به اين سفر با همه وداع مىكردند، پس از اينكه بر امامت ابو الحسن عليه السّلام امام هادى تصريح كردند او را در دامان خود نشانده و به او فرمودند: دوست دارى كه از چيزهاى ديدنى و زيباى عراق چهچيزى براى تو به هديه بياورم؟ آن حضرت در پاسخ پدر بزرگوار خود فرمودند:
شمشيرى كه گويا شعلهاى از آتش باشد، سپس آن حضرت به سمت فرزند خود موسى رو كرده و از او پرسيدند: تو چه دوست دارى كه برايت بياورم؟ او در جواب گفت: دوست دارم برايم اسبى بياورى، امام عليه السّلام فرمودند: ابو الحسن شبيه من است و اين پسر به مادرش رفته است[١].
شهادت حضرت امام جواد عليه السّلام
نزديك كردن حضرت امام رضا عليه السّلام به دستگاه حكومتى و سپردن منصب ولايتعهدى به ايشان از جانب مأمون عبّاسى و آنچه كه مأمون نسبت به حضرت امام جواد عليه السّلام انجام داد نشانگر هوش سياسى سرشار او در برخورد با قويترين مخالفان دولتش مىباشد. چراكه اين دو امام بزرگوار داراى پايگاههاى وسيع مردمى بودند كه مىتوانست خطر بزرگى براى كيان دولت عبّاسى باشد. امّا مأمون بهوسيله اين برنامهريزى توانست خطر بزرگى را كه كيان سياسى دولت عبّاسى را تهديد مىكرد در تحت كنترل خود درآورد. به اين ترتيب كه امام رضا عليه السّلام را از پايگاههاى مردمى خود جدا كرد تا اينكه از تأثيرگذارى او در ميان امّت جلوگيرى كند.
بنابراين نزديك كردن او نه به معناى وارد كردن امام در حكومت، بلكه به
[١] . بحار الانوار ٥٠/ ١٢٣ باب النّصوص على الخصوص عليه عليه السّلام.