پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٤٧ - ٨ برآورده شدن دعاهاى آن حضرت
متوكّل قصد كشتن او را كرده و هيچ راهى براى آزادى او وجود ندارد. پس از شنيدن اين خبر جهان بر علىّ بن جعفر تنگ آمد. در اينوقت بود كه نامهاى براى امام هادى عليه السّلام نوشت كه در آن آمده بود: «اى سيّد و مولاى من، شما را به خدا و به خدا سوگند مىدهم مرا دريابيد. من مىترسم در اثر شدّت فشارى كه بر من وارد مىشود دچار لغزش گردم. امام در جواب نامه او چنين نوشتند كه:
«هرگاه موقعيّت را مناسب بدانم براى حلّ مشكل تو به درگاه خدا خواهم رفت»، در همان ايّام متوكّل بيمار شد و به شدّت مبتلا به تب گرديد. زيادى تب به اندازهاى شد كه بر جان خود بيمناك گرديد. به همين دليل بود كه دستور داد همه زندانيان را آزاد كنند وى مخصوصا دستور داد تا علىّ بن جعفر را نيز آزاد نمايند. متوكّل به دوست خود عبيد اللّه گفت: چرا ديگر اسمى از آن مرد كه برايش وساطت كردى بر زبان نياوردى؟ عبيد اللّه گفت: من تصميم داشتم كه ديگر در نزد تو نام او را به زبان نياورم. امّا در عينحال متوكّل دستور داد تا او را آزاد كرده از او خواستند تا متوكّل را بهواسطه آزارى كه به او رسانده است حلال كند. علىّ بن جعفر آزاد شد و به امر امام هادى عليه السّلام به شهر مكّه رفت و در آنجا ساكن گرديد»[١].
اين بعضى از نمونههايى بود كه راويان درباره مستجاب شدن دعاى امام هادى عليه السّلام ذكر كردهاند. پرواضح است كه مستجاب شدن دعا كارى است كه از دست انسان و حاصل فعّاليت و تلاش او خارج است. بلكه اين عمل تنها به دست خداوند متعال است و اوست كه دعاى هريك از بندگان را كه بخواهد به اجابت مىرساند، و شكّى در اين نيست كه پيشوايان از اهلبيت پيامبر در نزد
[١] . رجال كشّى/ ٦٦٠ ح ١١٢٩ و به نقل از او در بحار الانوار ٥٠/ ١٨٣.