پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٦ - ٢ زهد و پارسايى
ورقه نوشته بودند فورا به او پرداخت كنند. امام هادى عليه السّلام شروع به عذر آوردن نمود، امّا اعرابى با سخنانى درشت با آن حضرت سخن مىگفت. هنگامى كه اهل آن مجلس متفرّق شدند، مأموران امنيّتى خبر اين مكالمه بين مرد اعرابى و امام هادى را به متوكّل دادند. متوكّل با شنيدن اين خبر دستور داد سى هزار درهم براى امام هادى بفرستند. هنگامى كه اين پول به دست امام رسيد و اعرابى هم به نزد امام هادى عليه السّلام آمد، آن حضرت به او فرمودند:
«اين مال را بگير و دين خود را از آن ادا كن و آنچه از آن باقى مىماند بر اهل و خاندان خود خرج كن و ما را معذور دار كه بيشتر از اين نتوانستيم به تو بدهيم».
احسانى در اين سطح بر اعرابى گران آمد و به امام عرضه داشت:
بدهكارى من حتّى به اندازه ثلث اين مبلغ هم نمىشود. يعنى بقيّه آن را پس بگيريد امّا امام هادى عليه السّلام حاضر نشد از آن سى هزار درهم چيزى از آن مرد پس بگيرد. اعرابى به سمت ديار خود بازگشت درحالىكه مىگفت: خداوند متعال به اينكه رسالت خود را در ميان چه خاندانى قرار دهد داناتر است[١].
٢. زهد و پارسايى
حضرت امام هادى عليه السّلام از همه شادىها، دلمشغولىها و اسباب زندگى دنيوى رويگردان بوده، همواره به زاهدانهترين شكل زندگى را مىگذراند. آن حضرت بهشدّت مراقب و مواظب عبادت خداوند و پاىبندى به ورع و زهد بود. آن حضرت هيچگاه به جلوههاى ظاهرى زندگى دنيا اعتنائى نداشته، طاعت خداوند متعال را بر هرچيز ديگرى مقدّم مىداشت. منزل آن حضرت چه هنگامى كه در مدينه به سر مىبرد و چه آن هنگام كه در سامرا زندگى
[١] . الاتّحاف بحب الاشراف/ ١٧٦، ابن صبّاغ، الفصول المهمّه/ ٢٧٤، الصّواعق المحرقه/ ٣١٢.