پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٣ - ٨ نامه معروف آن حضرت در رد اهل جبر و تفويض
اخبارى هستند كه شواهد قرآنى بدانها گويا بوده، موافق قرآنند و قرآن موافق آنها.
سپس به همين ترتيب حقايق ديگرى هم به صورت اخبار بهوسيله حضرت امام باقر و صادق عليهما السّلام از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيده، و مردمانى راستگو و معروف آنها را نقل كردهاند، كه پيروى از اين اخبار بر هرمؤمن و مؤمنهاى، فرض و واجب است و جز اهل عناد از آنها سر نپيچند. چراكه گفتههاى آل پيامبر عليهم السّلام با گفته خدا پيوندى ناگسستنى دارد. مثل قول خدا در قرآن: بىگمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مىرسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفتآور آماده ساخته است[١] و روايت مرتبط با اين اين آيه قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم است كه: «هركه على عليه السّلام را بيازارد مرا آزرده، و هركه مرا بيازارد خدا را آزرده و در معرض اين است كه از او انتقام كشيده شود.»
و همچنين قول آن حضرت كه: «هركه على عليه السّلام را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هركه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است» و چون قول آن حضرت درباره «بنى وليعه»[٢] كه فرمود: «حتما براى سرپرستى آنها مردى را مىفرستم بهسان خودم، كه خدا و رسولش را دوست داشته، خدا و رسولش نيز او را دوست بدارند، برخيز اى على و بسوى ايشان روانه شو» و از همين قبيل است گفته او صلّى اللّه عليه و آله و سلم در روز جنگ خيبر كه فرمود:
«فردا مردى را براى جنگ با آنها خواهم فرستاد كه خدا و رسولش را دوست داشته، خدا و رسولش نيز او را دوست بدارند. يورش برنده و ناگريز است، وى تا آنهنگام كه خدا قلعه را به دستش بگشايد برنگردد».
رسول خدا پيش از فرستادن او اعلام پيروزى نمود و ياران رسول خدا به سخن آن حضرت توجّه داشتند، و به انتظار فردا نشستند، چون فردا شد
[١] . احزاب ٣٣/ ٥٧.
[٢] . وليعه بر وزن سفينه تيرهاى از طايفه« كنده» يمن.