پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٢ - ١٢ عبد العظيم حسنى
نيز معتقدم كه محمد بنده و فرستاده خداوند و پايانبخش پيامبران است و تا روز قيامت پيامبر ديگرى نخواهد آمد، همچنين معتقدم كه شريعت او پايانبخش شريعتهاست و تا روز قيامت بعد از آن، شريعتى نخواهد آمد، من معتقدم كه بعد از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم امام، خليفه و ولى امر، امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام است، آنگاه پس از او حسن، سپس حسين، سپس علىّ بن الحسين، سپس محمّد بن على، سپس جعفر بن محمّد، سپس موسى بن جعفر، سپس على بن موسى، سپس محمّد بن على و پس او تو، اى مولاى من امامان و پيشوايان خلايق مىباشيد».
چون كلام عبد العظيم به اينجا رسيد، امام هادى عليه السّلام رو به وى كرده و فرمودند: و پس از من پسرم حسن. پس مردم با جانشين او چه خواهند كرد؟
عبد العظيم در رابطه با امامى كه بعد از امام حسن عسكرى عليه السّلام خواهد آمد و دليل تحير مردم درباره او پرسيد: سرورم، كيفيت اين امر چگونه خواهد بود؟
امام هادى عليه السّلام فرمودند:
به اين خاطر كه او به چشم ديده نمىشود و ياد كردن او با [تصريح بر] اسمش جايز نمىباشد، تا روزى كه قيام كند و زمين را از عدل و قسط پر نمايد، چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.
اينجا بود كه عبد العظيم ايمان خود را به آنچه امام هادى عليه السّلام بيان فرموده بود اينگونه بيان داشت كه: «من اقرار كردم و معتقدم مىشوم كه هركس به ولايت آنها ائمّه درآمده و آنان را دوست بدارد به ولايت خدا درآمده، دوست خدا شده، دشمن آنان دشمن خداست. پيروى از آنان پيروى از خدا و نافرمانى از آنان نافرمانى از خداست ... من همچنين