پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩ - بخش دوم برداشتهايى از شخصيت حضرت امام هادى عليه السلام
اسلحه و لوازم آمادگى براى قيام را جمعآورى نموده و مدّعى خلافت است گوش فرا داده و در آنوقت سپاهيان ترك تبار خود را به سمت آن حضرت گسيل داشت. آنان شبانه به خانه آن حضرت حمله كردند. متوكّل از اين جهت سپاهيان ترك تبار را براى اين مأموريت انتخاب كرده بود كه به سپاهيان عرب تبار مسلمان اعتماد نداشت. چراكه مىدانست آنان كسى را كه براى خلافت شايستهتر است مىشناسند. امّا ترك تباران تازه مسلمانانى بودند كه به مسائل پيچيده عالم اسلام آشنايى نداشتند. آنان ياروياور چشم و گوشبسته خلفاى عبّاسى بودند. هم آنان كه به ازدواج با دختران ترك تبار عادت كرده بودند.
نظاميان ترك تبار شبانگاه به خانه امام هادى عليه السّلام رسيدند. آنان آن حضرت را اينگونه يافتند كه بر فرش خاك نشسته و ردائى از پشم به خود پيچيده و مشغول خواندن قرآن است. آنان همه زوايا و گوشههاى خانه آن حضرت را تفتيش نموده سپس آن حضرت را دستگير كرده به نزد خليفه برده و جريان را به او گفتند. آنان براى خليفه تعريف كردند كه آن حضرت را در چه مقامى از زهد يافتند و اينكه در خانه او هيچچيز از سلاح و سازوبرگ جنگ پيدا نكردهاند[١].
١٧. سيّد عبد الوهاب بدرى گويد: امام هادى عليه السّلام در شهر سامرا در مجالس مردم مىگشت و همواره مصيبتديدگان را دلدارى داده، نيازمندان را يارى رسانده به گدايان و مساكين ترحّم مىنمود. وى با يتيمان مهربانى كرده، شبانگاهان به در خانه بيوهگان و ناتوانان رفته، كيسههاى درهم و دينار را كه در دامن جامه خود حمل مىكرد به آنان مىداد و مىگفت: لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا
[١] . تاريخ العلويّين/ ١٦٧.