پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٩ - ٤ گسترش دامنه نفوذ در دستگاه حكومتى
خدمت او مشغول مىباشد و به او هيچ زحمتى حتّى كنار زدن پرده و بازكردن در را نمىدهند، و اين مسألهاى است كه اگر مردم اين را بدانند مىگويند: اگر متوكّل استحقاق اين مرد را براى خلافت نمىدانست با او چنين معاملهاى نمىكرد. حدّاقل بگذار هنگامى كه وارد مىشود خود پرده را كنار بزند و مانند ديگران راه برود تا كمى ناگوارى به او برسد.
اينگونه بود كه دستور صادر شد تا ديگر كسى به آن حضرت خدمت نكرده و پرده را در برابر او بالا نزند. متوكّل هيچكس را براى آوردن خبر اين قضيّه مناسبتر از همين نديم نيافت. امّا آن مرد نامهاى به متوكّل نوشت كه در آن آمده است: على بن محمّد وارد دار الخلافه شد و طبق دستور كسى به او خدمت نكرده و هيچكس پرده در برابر او برنداشت. امّا ناگهان بادى وزيد و پرده را بلند كرد و او داخل شد. متوكّل گفت: قضيّه را در هنگام خروج او از دار الخلافه بررّسى كنيد. آنگاه بود كه همان شخص خبر داد كه هنگام خروج آن حضرت باد در جهت مخالف وزيدن گرفت و دوباره پرده را از جلوى او بلند كرد تا او خارج شود، اينجا بود كه متوكّل گفت: خير، ما خوش نمىداريم كه باد براى او پرده را بلند كند. بگوييد خدّام پرده را از جلوى او بلند كنند[١].
چنانكه مىيابيم گذشته از بعضى فرماندهان و اميران، گروهى از كاتبان، حاجبان، جاسوسان و حتّى زندانبانان به ولايت آن حضرت معتقد گشته و محبّت خاصّى نسبت به حضرت امام هادى عليه السّلام داشتند، در قصّه بيمار شدن متوكّل و نذر كردن مادرش براى امام هادى عليه السّلام دلالت آشكارى بر ميزان نفوذ امام عليه السّلام در اين اقشار وجود دارد[٢]. پس در همانزمان كه متوكّل براى دور كردن امام از شيعيان و دوستان آن حضرت برنامهريزى مىكرد، امام هادى عليه السّلام
[١] . مسند امام هادى عليه السّلام/ ٣٩.
[٢] . ر. ك مبحث بازرسى منزل امام در زمان حكومت متوكّل.