پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٧ - ٣ هماوردخواهى علمى در برابر دستگاه حكومت و عالمان وابسته
او پناه برده و دوباره براى جنگ آماده شوند. پس سلاح بر زمين گذاشتن، يا به خانه رفتن آنها نشانه كنارهگيرى آنان از جنگ بوده است. آنان مخالفت را كنار گذارده و قصد تفرقه نداشتند، و راضى بودند كه شمشير از آنها برداشته شود. در چنين صورتى حكم آنان برداشتن شمشير و خوددارى از آزارشان بود. زيرا كمك براى ادامه جنگ نطلبيدند.
امّا سپاهيان صفّين در هنگام فرار به سمت يك ستاد آماده و رهبر مقتدرى برمىگشتند كه اسلحه و زره و نيزه و شمشير برايشان فراهم مىكرد و پول فراوان به آنها مىداد، از آنها پذيرايى مىكرد او معاويه بيماران را عيادت كرده، شكستگى آنها را مداوا نمود، مجروحان را درمان مىكرد. به هركه پياده بود مركب سوارى مىداد و هرآنكه را برهنه بود جامه مىداد و آنها را به جنگ و كشتار برمىگردانيد، پس امير المؤمنين عليه السّلام با ايندو دسته با يك حكم برخورد نكرد. چون خوب مىدانست كه حكم محارب با حكم انسان خداپرست چه تفاوتى دارد. آرى، آن حضرت پيش از جنگ با آنها اتمام حجّت مىنمود و حقّ و باطل را برايشان توضيح مىداد، و هركه از حقّ رويگردان بود كشته مىشد مگر اينكه از اعتقاد باطل خود دست بردارد و توبه كند.
و امّا درباره مردى كه به لواط اعتراف كرده است، چون بر كار او بيّنه اقامه نشده و او به خودىخود اعتراف كرده است، پس در اين صورت امام به حقّ كه مىتواند از طرف خدا مجرم را مجازات كند، مىتواند از طرف خدا منّت بر او نهد و گناه او را ببخشد. آيا كلام خداوند متعال را نشنيدى كه مىفرمايد: اين عطاى ما است ... حال بدانكه ما به تمام سؤالات تو پاسخ دادهايم[١].
اين روايت بهخوبى موقعيّت علمى امام عليه السّلام و دامنه هماوردى او با دانشمندان زمان خود، خصوصا دانشمندان دربارى را كه توان مقابله با چنين هماوردى را نداشتند آشكار مىسازد.
به همين دليل بود كه ابن اكثم چون جواب امام عليه السّلام را قرائت كرد، به متوكّل
[١] . تحف العقول/ ٣٥٢.