پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٣ - ٧ نهضتهاى علويان
كسانى بودند كه براى خلافت و رهبرى امّت شايستگى داشتند، و اين مطلبى نبود كه از كسى پوشيده باشد. ديگر اينكه آنان در جامعه اسلامى تنها كسانى بودند كه رهبرى روحى و علمى جامعه را در دست داشته و تأثير شگرفى بر دلها و وجدانهاى مسلمانان داشتند. علاوهبراين، امامان اهلبيت عليهم السّلام دائما به اصلاح امور مردم و جامعه همّت گماشته، كسانى بودند كه دين را بر دنيا ترجيح داده و مرگ در راه خدا را بر زندگى با خوارى و پستى كه در راهى غير از طاعت پروردگار بگذرد مقدّم مىشمردند.
اينگونه بود كه عواطف و دلهاى مسلمانان به سوى فرزندان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و پيروان مخلص آنها كه پا جاى پاى اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مىگذاشتند گرايش پيدا كرده، اين پديده رفتهرفته در جامعه اسلامى رو به رشد و تزايد گذاشته بود. مسايلى از اين دست چيزهايى نبود كه حاكمان عبّاسى و مزدورانى كه عمرى را بر سر سفره آنها كه مجسمكننده بدترين انواع ريختوپاش و اسراف در بيتالمال مسلمانان بود گذرانده بودند، به راحتى از كنار آن بگذرند. از ديگر سوى، اهلبيت عليهم السّلام نيز به دليل سياست اصولى كه در رابطه با درمان انواع انحرافات جامعه اسلامى بازمىگشت، پس از قيام حضرت امام حسين عليه السّلام هيچگاه مستقيما متصدّى رهبرى يك نهضت مسلّحانه بر ضدّ طاغوتها نشده بودند. امّا در هنگامى كه سخن و دليل و برهان براى رفع ناهنجارىهاى جامعه فايدهاى نداشت، راه را در مقابل انقلابيون علوى كه بهخاطر امر به معروف و نهى از منكر قيام مىكردند باز مىگذاشتند.
از همينجا است كه مىبينيم جامعه اسلامى آن روزگار، از قيامهايى كه فرماندهان علوى آنها را رهبرى مىكردند و پس از قيام حضرت امام