پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٠ - ٥ عباسيان و امام هادى عليه السلام
مذاهب را مىتوان در اين مسير ارزيابى نمود.
امّا هيچيك از اين شيوهها در كمرنگ كردن شخصيت اهلبيت عليهم السّلام به واسطه تبليغات و منحرف كردن افكار عمومى از اهلبيت به سوى ديگران به هيچوجه موفّق نبوده است. سياست مأمون در برابر حضرت امام رضا عليه السّلام اين بود كه آن حضرت را كاملا در اختيار خود بگيرد.
امّا مأمون زمانى كه فهميد نمىتواند امام رضا عليه السّلام را بهطور كامل در تحت اختيار و سيطره خود درآورد، آن حضرت را به شهادت رساند، امّا با به ازدواج درآوردن دخترش امّ الفضل براى حضرت امام جواد عليه السّلام فرزند آن حضرت را به صورتى شديدتر در تحت مراقبت هوشمندانه قرار داد. پس از مأمون نيز، معتصم به حضرت جواد عليه السّلام- كه در عنفوان جوانى بود- اجازه نداد تا در مدينه جدّش بهسر برد. بلكه او را به نزد خود طلبيد و چون مىدانست نهتنها نمىتواند آن حضرت را در اختيار خود بگيرد، بلكه حتّى امكان زير نظر گرفتن آن حضرت را در داخل و خارج خانه پيدا نمىكند، آن حضرت را با خوراندن سمّ به درجه رفيع شهادت نايل كرد.
و از اينجا است كه نقش متوكّل و خلفاى پس از او براى به زندان انداختن حضرت امام هادى عليه السّلام و اعمال انواع فشارها بر آن حضرت به اشكال مختلف بروز مىكند. آنان امام هادى عليه السّلام را از مدينه به سامرا خواندند و انواع تحقيرها، توهينها و تنگناها را چنانكه گذشت بر آن حضرت روا داشتند. چنان نظارت شديدى بر همه فعاليتهاى داخل و خارج خانه امام عليه السّلام برقرار شد كه خود ترسيدند در اثر اين سختگيرىها افكار عمومى به سمت آن حضرت متوجه شود. به همين جهت بود كه به بزرگداشت، احترام و عزيز داشتن آن حضرت تظاهر كردند. البتّه اين در حالى بود كه نظارت و مراقبت به بيشترين حد خود