پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٥ - ١ اوضاع كلى سياسى
همانان در سال ٢٥٥ ه. ق كشته شد.
ترور و شهادت حضرت امام هادى عليه السّلام نيز در ايّام حكومت همين شخص و در سال ٢٥٤ ه. ق روى داد[١].
يكى از عواملى كه سبب شد تا دولت اسلامى به ازهمپاشيدگى و سقوط برسد، ضعف شخصيتى حاكمان بود. اين مطلب به اضافه نفوذ زنان و مادران خلفا، همچنين سيطره تركانى كه خلفا براى رها شدن از نفوذ ايرانيان و عربها به آنان اعتماد مىكردند دستبهدست هم داده و دولت اسلامى را از هم پاشيدند. كمااينكه رستم اميران و وزرا نسبت به مردم نيز نقش بسزائى در متزلزل كردن اعتماد مردم نسبت به دستگاه حكومتى و برافروختن آتش فتنه و آشوب در داخل كشور اسلامى ايفا نمود كه نتيجه قهرى ظلم ظالمان و غارت ثروتهاى مسلمين و ناديده انگاشتن ارزشهاى اسلامى و اسراف و زيادهروى آنان در بيتالمال مسلمانان بود[٢].
ضعف شخصيتى حكّام، رفتهرفته باعث شد تا هيبت آنان در نزد واليانى كه بر اقليمهاى مختلف مىگماردند كم شود و اين مطلب آن واليان را رفتهرفته به فكر اعلام استقلال مىانداخت. چراكه آنان مىدانستند مركز خلافت بسيار ضعيف است و حاكمان و خلفا غرق در لهوولعب و خوشگذرانى هستند.
در آن دوره همواره خلفا، اميران و كارگزاران خود را به سعى در
[١] . تاريخ يعقوبى/ ٢/ ٥٠٣.
[٢] . آشوبهاى بغداد از سال ٢٤٩ ه. ق آغاز شد و تا سال ٢٥٢ ه. ق چهاربار تكرار گرديد. آشوبهاى خوارج نيز از سال ٢٥٢ ه. ق آغاز و تا سال ٢٦٢ ه. ق ادامه داشت. به همراه اين آشوبها، ظهور شخصى به نام« صاحب الزّنج» در سال ٢٥٥ ه. ق اوضاع را آشفتهتر كرد، و اينها غير از قيامها و نهضتهايى است كه علويان در طول نيمه اوّل قرن سوّم هجرى به انجام رساندند و بهزودى به آنها خواهيم پرداخت.