پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٦ - امام هادى عليه السلام در سامرا
دليل بسيار قانعكنندهاى وجود دارد كه اين زن و ديگران را قانع مىكند.
متوكّل گفت: و آن دليل محكم چيست؟ امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند:
گوشت بدن اولاد فاطمه بر درندگان حرام است. پس اين زن را به نزد درندگان بينداز. اگر او از فرزندان فاطمه زهرا باشد آسيبى به او نخواهد رسيد».
متوكّل به آن زن گفت: چه مىگويى؟
آن زن پاسخ داد: اين مرد مىخواهد مرا به كشتن بدهد.
امام هادى عليه السّلام فرمودند: در اين مجلس گروهى از فرزندان حسن و حسين عليهما السّلام وجود دارند. هركدام از آنها را كه مىخواهى به نزد درندگان بيانداز.
ابو هاشم جعفرى گويد: به خدا قسم كه رنگ صورت همه حاضران در مجلس تغيير كرد، در اين ميان يكى از كينهتوزان نسبت به امام هادى عليه السّلام گفت:
چرا او همواره ديگران را جلو مىاندازد؟ چرا خود او آن كسى نباشد كه به نزد درندگان برود؟
متوكّل نيز در دل اميدوار به اين مطلب شد كه امام هادى عليه السّلام بهخودىخود به نزد درندگان برود و در آنجا كشتهشده و متوكّل در مرگ او دخالتى نداشته باشد. به همين جهت بود كه گفت: اى ابو الحسن چرا تو آن مرد نباشى؟
امام هادى عليه السّلام فرمودند: قبول دارم.
متوكّل گفت: پس انجام بده.
امام هادى عليه السّلام فرمودند: انجام مىدهم. آنگاه نردبانى آوردند و درب محلّ نگهدارى درندگان را كه شش شير بودند بازكردند. امام هادى عليه السّلام از نردبان پايين رفته و داخل قفس شيرها گشته، نشست. در اين هنگام شيرها يكى پس از ديگرى به نزد آن حضرت آمده و خود را در مقابل آن حضرت به زمين انداخته، دستهاى خود را به جلو كشيده و سرها را در مقابل آن حضرت به