پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٤ - امام هادى عليه السلام در سامرا
زدن، انكار و تعجّب از اينكه آن حضرت قادر بر جواب دادن سؤالات مشكل است كه مواردى از اين دست كم هم نيست، اشاره به ميزان كينه متوكّل نسبت به امام هادى عليه السّلام و تصميم او در ساقط كردن امام هادى عليه السّلام در برابر ديگران دارد. امّا حتّى در مواقعى كه مىخواست از نظر تبليغاتى فضايل و مناقب حضرت امام هادى عليه السّلام را تاريك و كمرنگ نمايد به هيچوجه نتوانست در اين راه به توفيقى دست يابد. چنانكه اين مطلب را پس از ردّ امام هادى عليه السّلام بر سؤالات ابن اكثم و محكوميت او از سخنانى كه ابن اكثم به متوكّل گفته است مىتوان دريافت.
ابن اكثم پس از پايان مناظره به متوكّل گفت: پس از اين مجلس و سؤالاتى كه در اين مجلس از اين مرد كرديم و پاسخهاى دندانشكنى كه از او شنيديم ديگر دوست نداريم مجلسى بيارايى و از اين مرد درباره مسألهاى سؤال كنى.
چراكه هيچ مسألهاى بر او وارد نمىشود مگر اينكه او جواب آن را بهطور كامل مىدهد و از اين كار فايدهاى جز اظهار دانش او و تقويت رافضيان حاصل نخواهد شد[١].
٣. از ديگر قضايايى كه در آن متوكّل سعى در به آزار رساندن به امام هادى عليه السّلام را داشت قضيه «زينب كذّابه» است كه در آن متوكّل به امام هادى عليه السّلام دستور داد تا در جايگاهى كه حيوانات وحشى و درنده را در آن نگاهدارى مىكنند داخل شود.
ابو هاشم جعفرى گويد: در زمان متوكّل زنى پيدا شد كه ادّعا مىكرد زينب دختر حضرت فاطمه عليها السّلام دختر رسول خدا مىباشد. متوكّل به او گفت: تو زن
[١] . مناقب ٢/ ٤٤٣.