پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٥ - خبرچينى و بدگويى از امام هادى عليه السلام در نزد خليفه
چراكه او مقام و منزلت امام هادى عليه السّلام و پدران بزرگوارش عليهم السّلام و ارتباط محكم آنها را با خداوند سبحان مىدانست. امام عليه السّلام نيز به او فرمودند كه او را عفو كرده و از گناه او درگذشتهاند.
ديگر اينكه امام هادى عليه السّلام ابعاد برخورد خليفه را با خود مىدانست و به خوبى دريافته بود كه دستور تفتيش خانه و فرستادن آن حضرت به سامرا و دور كردن آن حضرت از شيعيان و فاميل زمينهاى براى تحت مراقبت شديد قرار دادن آن حضرت و شناسايى كسانى كه بر امام داخلشده و با آن حضرت ارتباط دارند بوده و در نتيجه هدف اصلى، ثبتوضبط همه حركات امام و تحرّكات ياران و ياوران آن حضرت مىباشد. پس از نظر متوكّل وجود امام در مدينه به معنى برخوردارى آن حضرت از آزادى در تحرّكات بوده و راه ارتباط ياران و دوستان امام با آن حضرت را سهلوآسان مىنموده است.
امّا امام هادى عليه السّلام در همه تحرّكاتى كه داشتهاند و حتّى در نامهها و سفارشاتى كه به شيعيان خود مىنوشتند رعايت كمال احتياط را مىنمودند و به همين دليل بود كه سخنچينىها و بدگويىهايى كه درباره آن حضرت به نزد خليفه انجام مىشد با شكست مواجه مىگرديد. و حتّى هنگامى كه بارها و بارها خانه آن حضرت مورد تفتيش قرار گرفت مأموران حكومتى جز كتابهاى دعا و قرآن كريم در خانه آن حضرت چيزى نيافتند و حتّى هنگامى كه غافلگيرانه به خانه آن حضرت ريختند آن حضرت را جز در حال نماز يا قرائت قرآن نيافتند.
ابن جوزى مىنويسد: سبب عزيمت دادن امام عليه السّلام از مدينه به سمت سامرا- همچنانكه دانشمندان علم سيره معتقدند- اين بود كه متوكّل حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام و فرزندانش را بهشدّت دشمن داشته، مىترسيد كه امام