پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٢ - خبرچينى و بدگويى از امام هادى عليه السلام در نزد خليفه
كنند. هرگاه تو حركت كردى آنها حركت كنند و هرگاه تو اقامت كردى اقامت كنند، و در اين مسأله امر و دستور با تو باشد تا اينكه امير المؤمنين را ديدار كنى.
پس هيچيك از برادران و فرزندان و اهل بيت و نزديكان امير المؤمنين در نزد او منزلتى والاتر از تو ندارند و هيچكس در نزد او بر تو ترجيح ندارد و او به هيچكس به اندازه تو نظر لطف نداشته و بر هيچكس به اندازه تو دلسوز نبوده و به هيچكس به اندازه تو نيكى نكرده و به هيچكس به اندازهاى كه به تو اعتماد دارد اعتماد نمىكند، ان شاء اللّه تعالى و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته»[١].
متوكّل از نوشتن اين نامه چند هدف تبليغاتى داشت. اوّلا اينكه در اهل مدينه تأثير بگذارد و ديد آنها را نسبت به خود، همچنين برداشت آنها را از شخصيت خود عوض كند. چراكه اغلب مردم مدينه متوكّل را مىشناختند و مىدانستند كه او دشمن اهلبيت عليهم السّلام و شيعيان آنها است.
دوّمين هدفى كه متوكّل از نوشتن اين نامه دنبال مىكرد اين بود كه به امام هادى عليه السّلام اينگونه بنمايد كه وى آن حضرت را محترم داشته، رأيش را احترام كرده و او را در نزد خود عزيز مىدارد. به همين جهت بود كه حتّى والى مدينه را تغيير داد و آن حضرت را در آمدن به سامرّا در آزادى قرار داد كه آن حضرت هرگونه كه مايل باشد به اين سفر بيايد. اينها شيوههايى است كه با آن عامّه مردم را مىتوان گول زد. امّا امام هادى عليه السّلام تمام آنچه را كه متوكّل در نظر داشته و هدفى كه او از دعوت آن حضرت به سمت خود در سر مىپرورانده را كاملا مىدانستهاند.
[١] . كافى ١/ ٥٠١.