پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢١ - خبر دادن امام هادى از مرگ واثق
كار را انجام بدهد بسيار نعمت بزرگى به ما عنايت كرده است. و اگر اين كار را نكند هلاك شدهايم. ما جدال در مسأله قرآن را بدعتى مىدانيم كه هم سؤالكننده و هم جوابدهنده در آن شريك هستند. چراكه سؤالكننده چيزى را مىپرسد كه به او مربوط نيست و جوابدهنده را به جوابى وامىدارد كه براى دادن آن جواب وظيفهاى ندارد، و هيچ خالقى بهجز خداوند وجود ندارد، و آنچه بهجز او هست همه مخلوقاند و قرآن كلام خداست. براى اين كلام خدا اسمى از نزد خود نگذار، چراكه در اين صورت از گمراهان خواهى شد. خداوند ما و تو را از كسانى قرار دهد كه از پروردگارشان در نهان مىترسند و از قيامت هراسناكاند[١].
خبر دادن امام هادى از مرگ واثق
امام هادى عليه السّلام همواره تحوّلات سياسى روزگار خود را تعقيب كرده و به دقّت همه رويدادها را زير نظر داشت. از خيران خادم روايت شده است كه گفت: به خدمت حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام در مدينه شرفياب شدم. آن حضرت به من فرمودند: از واثق چه خبر دارى؟
در پاسخ عرض كردم: خداوند مرا قربان شما كند. من او را در حالتى ترك كردم كه بسيار سالم و سرحال بود. من در مدينه تنها كسى هستم كه به تازگى او را ملاقات كرده است. من ده روز قبل نزد او بودهام. خيران گويد: امام هادى عليه السّلام به من فرمودند: امّا مردم مدينه مىگويند واثق مرده است، هنگامى كه آن حضرت به من گفت: مردم مدينه مىگويند، دانستم كه منظور آن حضرت خود ايشان است.
[١] . امالى شيخ صدوق/ ٤٨٩.