پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٧ - شطرنجبازى
خوشگذرانى
هوسبازى و كامرانى ديگر ويژگى مأمون به شمار مىرفت. او با اشتياق و ولع وصفناپذيرى در پى كاميابى و هوسرانىهاى خود بود كه مواردى از آنها را نقل مىكنيم:
شطرنجبازى
دلپذيرترين و محبوبترين بازىها و سرگرمىها از نظر مأمون، شطرنج بود.[١] او سخت شيفته اين بازى بود و در توصيف آن، ابيات زير را سرود:
«سرزمينى (ميدان جنگى) مربع و سرخ فام كه از جنس چرم است؛ ميان دو هزار [سپاهى] به صف ايستاده كه به كرم موصوفاند قرار دارد.
[دو سپاه،] جنگى را زمزمه مىكنند و صحنه جنگى نمادين به وجود مىآورند؛ بىآنكه خونى بريزند.
اين [سپاه] بر آن [سپاه] مىشورد؛ و آن بر اين يورش مىبرد و جنگ فروكش نمىكند.
اسبها را بنگر كه در ميان دو اردو؛ و بدون طبل و پرچم، ميدان نبرد را عرصه تاختوتاز قرار دادهاند».[٢]
[١] . العقد الفريد ٣/ ٢٥٤.
[٢] . المستطرف ٢/ ٣٠٦:
|
أرض مربعة حمراء من أدم |
ما بين الفين موصوفين بالكرم |
|
|
تذاكرا الحرب فاحتلا لهاشبها |
من غير أن يسعيا فيها بسفك دم |
|
|
هذا يغير على هذا و ذاك على |
هذا يغير و عين الحرب لم تنم |
|
|
فانظر إلى الخيل قد جاشت بمعركة |
في عسكرين بلا طبل و لا علم |
|