پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣١ - خلافت موروثى
شيوه حكومت
حكومت عباسيان، از نظر اهداف و شيوه، آينه تمامنماى حكومت امويان بود. از نظر نيكلسون، عباسيان حكومتى مستبدانه داشتند و همانند ساسانيان بر گستره تحت سلطه خود حاكميت بىچونوچرا اعمال مىكردند.[١]
شيوه حكومت براساس تمايلات شاهان و اميران بنى عباس رقم مىخورد و هيچ شباهتى با معيارهاى اسلامى نداشت و به تدريج نسبت به تصميمگيرىهاى ادارى، اقتصادى و سياسى آنان و انطباق آنها با قانون وضع شده از سوى اسلام در موارد ياد شده همگان را دچار ترديد مىكرد. اين خاندان مستبدانه امور مسلمانان را در دست گرفتند و حكومتى به وجود آوردند كه آكنده از وحشت و خفقان بود و با نظام مورد قبول اسلام و قوانين هدفمند آنكه گسترش عدالت، مساوات و حق را در جامعه دنبال مىكرد كاملا بيگانگى داشت.
خلافت موروثى
خلافت اسلامى به معناى واقعى كلمه و براساس ارزشهاى اصيل اسلامى، خلافت موروثى را در هيچ شكل و قالب نمىپذيرد و تمايلات فردى، خانوادگى و تعصبات را در عرصه خلافت مردود مىداند. اسلام با تمام اين مظاهر برخوردى سخت داشته و آنها را از عوامل انحطاط و عقبماندگى فكرى و اجتماعى دانسته، خلافت را درخور كسانى مىداند كه از ارزشهاى والا برخوردار باشند، نمونههاى برجسته جامعه به شمار روند و بتوانند به خوبى از عهده اداره امور امت اسلامى برآيند. از نظر اسلام هركس اين
[١] . اتجاهات الشعر العربي/ ٤٩.