پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٠ - عشق به ثروتاندوزى
پستترين بندگان من بر آن گمارده شده، بيشتر از سرزمين تحت حكومت تو خراج آورده است».[١]
آنچه باعث تأسف است و بر اندوه مىافزايد اين است كه اين درآمدهاى سرشار كه به گواهى تاريخ به شماره نمىآمد، در راه بهبود بخشيدن به اوضاع و زندگى اقتصادى مسلمانان هزينه نشده، بلكه بسيارى از آنها به مصرف خوشگذرانى حاكمان عباسى مىرسيد. داستانهاى «هزار و يك شب» آينه شفافى است كه خوشگذرانىها و عياشىهاى خليفه وقت را و نيز پول بىحسابى كه در اين راه هزينه كرده است به ما مىنماياند.
عشق به ثروتاندوزى
آن روزگار شاهد فاجعه دينى و اخلاقى ديگرى بود و آن اينكه مردم به هر وسيلهاى كه مىتوانستند، جانانه به ثروتاندوزى مىپرداختند و به مشروع و نامشروع بودن منبع درآمد توجهى نداشتند. ثروت، معيارى براى ارزشگذارى انسانها شده بود و در بغداد ضربالمثلى زبان به زبان مىگشت كه: «مال مال است و [توجه به] جز مال، محال است» و اين بيانگر بىتوجهى به مسائل اخلاقى در امور اقتصادى و معيشتى بود. پليد يا حرام بودن منشأ درآمد مردم را از دستيابى به آن باز نمىداشت و فريب و نيرنگ وسيلهاى شده بود براى ثروتاندوزى.[٢]
[١] . مقدسى، أحسن التقاسيم/ ٦٤( چاپ ليدن).
[٢] . مقدمه البخلاء/ ٢٤.