پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٠ - بخش سوم ضرورتهاى عصر امام جواد عليه السلام
رهبرى سياسى، تبلور يافته بود كه اين انحراف در عرصههاى ديگر حيات اسلامى نيز سرايت پيدا كرد.
امام جواد عليه السّلام در آن عصر با آن ويژگىها از يك سو در برابر دستاوردهايى در عرصه مهم رهبرى سياسى و حيات اسلامى قرار داشت كه پدرانش آنها را تحقق بخشيده بودند و از سوى ديگر با پديدههاى جديدى روبهرو بود كه در عرصه سياست، اجتماع و دين چهره نمود. البته مورد اخير، نتيجه فضاى بازى بود كه دستگاه خلافت اسلامى! براى جريانهاى منحرف فراهم آورد تا بتوانند با آزادى تمام در گستره اسلامى فعاليت كنند. از آنرو حاكمان چنين فرصتى را به جريانهاى ياد شده مىدادند تا بدون دخالت و رويارويى مستقيم، خط و جبهه الهى اهل بيت عليهم السّلام را تضعيف كنند.
امام جواد عليه السّلام نيز بايد با در نظر گرفتن شرايط زمان، ميان وظايف الهى خود از يك سو و امكانات موجود و آنچه در چنان شرايطى قابل تحقق بود از سوى ديگر، موازنه و تعادل برقرار كند تا از اين رهگذر به اهداف بزرگ و نهايى نزديك شود؛ اهدافى كه شريعت و صاحب شريعت براى او ترسيم كرده بود و از او سرپرستى صاحب رسالت و رهبرى الهى ساخته كه خويش را وقف خدا و دين جاودانه او كرده بود.
با اين توضيح ضرورتهاى عصر امام جواد عليه السّلام و نقشى كارآمد كه حضرتش مىبايست در گستره اسلامى ايفا مىكرد و اهدافى كه براى جماعت صالحان تحقق مىبخشيد، روشن مىشود. از اينرو اين بحث را به دو بحث اصلى تقسيم مىكنيم:
نخست: ضرورتهاى گستره اسلامى به صورت عام؛
دوم: ضرورتها و نيازهاى جماعت صالحان.