پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٥ - امام جواد عليه السلام به هنگام شهادت پدر
گفت: همينطور است. او امام است.
گفت: بنابراين امام بايد مقدم بر ديگر مردم باشد.
مأمون فرمان داد تا در جهت قبله قبرى حفر كنند. گفتم: امام عليه السّلام به من دستور داده تا قبرى به گودى هفت پله براى او حفر كرده، بدون ساختن لحد، زمين را شكافته، او را دفن كنم.
مأمون گفت: آنچه ابو الصلت بگويد همان كنيد، جز در مورد كندن زمين كه به جاى آن لحد بسازيد.
چون مأمون رطوبت، آب، ماهيان و ... داخل قبر را ديد گفت: [امام] در زمان حيات خود شگفتىهاى بسيارى به ما نماياند و اينك پس از وفاتش نيز شگفتى مىآفريند.
يكى از وزيران كه در كنار مأمون بود گفت: آيا مىدانى [امام] رضا عليه السّلام چه پيامى براى تو فرستاد؟
مأمون گفت: نه.
وزير گفت: او [با اين معجزه] تو را باخبر مىكند كه شما عباسيان با تمام گستردگى و زيادى افراد و برحذر بودنتان از گزندها، همانند اين ماهيان هستيد كه چون اجل شما سر رسد، نشانههايتان از بين برود و دولت و صولتتان به فرجام كار خود رسد و خداوند يكى از ما [خاندان] را بر شما مسلط خواهد كرد و او تمام شما را نابود خواهد نمود.
مأمون گفت: راست گفتى.
آنگاه مأمون به من گفت: اى ابو الصلت آن كلامى (ذكرى) كه بر زبان آوردى به من بياموز.
گفتم: به خدا سوگند، همين لحظه آن را فراموش كردم.