پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٤ - ٤ زمينهسازى براى امامت زودهنگام حضرت هادى عليه السلام
بن عيسى اشعرى» همه شب به هنگام سحر به خانه ابو جعفر عليه السّلام مىآمد تا از وضعيت بيمارى او مطلع شود و چون واسطه ميان خيرانى و ابو جعفر وارد مىشد، احمد مجلس را ترك گفته، آن دو را تنها مىگذاشت.
خيرانى مىگويد: يكى از شبها فرد واسطه، از حضور امام خارج شد و احمد بن محمد بن عيسى نيز از آنجا بيرون شد. واسطه با من در كنارى خلوت كرد و احمد به گونهاى كه بتواند سخنان ما را بشنود، پشت به ما كرد و به گوش ايستاد. واسطه ميان امام و من مىگفت: مولايت سلام مىرساند و مىگويد: من به ديدار خدا خواهم شتافت و امر [امامت] به فرزندم على مىرسد و هر حقى كه من پس از پدرم بر شما داشتم، او پس از من بر شما خواهد داشت.
پس از اين سخنان، واسطه رفت و احمد نزد من بازگشت و گفت: پيك چه چيزى به تو گفت؟
گفتم: خير بود.
احمد گفت: آنچه را كه گفت شنيدم، آنگاه شنيده خود را بازگفت.
گفتم: كارى را كه كردى خدا حرام كرده است، آنجا كه مىفرمايد:
... وَ لا تَجَسَّسُوا ...؛[١] و جاسوسى مكنيد. حال كه سخنان او را شنيدهاى نگاه دار تا روزى كه بدان نياز پيدا كنيم و تو گواهى دهى، پس مبادا تا آن هنگام اين مطلب را آشكار كنى!
چون صبح شد پيام امام عليه السّلام را در ده نسخه نوشتم و تمام آنها را مهر كرده، آنها را در اختيار ده تن از بزرگان اصحاب قرار داده، به آنان گفتم: چنانچه
[١] . حجرات/ ١٢.