پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٨ - شهادت امام جواد عليه السلام
البته در اين دوره امام جواد عليه السّلام آماج بىحرمتىها و دستاندازىهاى عوامل حاكميت قرار داشت كه يك نمونه از آن را مىخوانيم.
«عمر بن فرج رخجى» يكى از دشمنان كينهتوز خاندان رسالت بود و در دستگاه عباسيان منصبى داشت. مورخان از «محمد بن سنان» نقل كردهاند كه گفت: «بر ابو الحسن، على هادى عليه السّلام وارد شدم. به من فرمود: اى محمد، به تازگى واقعهاى رخ داده كه فرج و گشايش آل محمد در آن باشد؟
گفتم: عمر بن فرج مرد.
امام عليه السّلام فرمود: «الحمد لله على ذلك»؛ بر اين نعمت خداى را حمد مىگويم و ٢٤ بار حمد الهى را تكرار نمود. آنگاه فرمود: هيچ مىدانى او- كه خدا لعنتش كند- به پدرم محمد بن على عليه السّلام چه گفت؟
گفتم: نه.
فرمود: پدرم چيزى به او گفت و او به پدرم گفت: مىپندارم مست باشى؟
امام جواد عليه السّلام فرمود: بار خدايا، مىدانى كه روزم را براى تو به روزه سپرى كردم و اگر چنين است، طعم [تلخ] جنگ و خوارى اسيرى را به او بچشان! به خدا سوگند چند صباحى نگذشته بود كه هرآنچه داشت به غارت رفت و خود در بند اسارت گرفتار شد و اينك در اسارت مرده است.[١]
شهادت امام جواد عليه السّلام
پيشتر از انگيزههاى معتصم در به شهادت رساندن امام جواد عليه السّلام و انتخاب ام الفضل براى عملى كردن اين جنايت سخن گفتيم. افزون بر دلايل پيش گفته
[١] . بحار الانوار ٥٠/ ٦٢- ٦٣.