پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٦ - علويان قربانيان ستمگرى عباسيان
استحكام بخشد.[١]
منصور، علويان را در زندانهاى مخوف خود به بند مىكشيد و آنان در اثر استشمام بوى بد و نامطبوع جان مىدادند. او برخى زندانها را نيز بر سر علويان در بند، خراب مىكرد و آنان زير صدها خروار آوار جان مىسپردند.
اين حاكم سفاك عباسى انواع حذف فيزيكى را در مورد علويان اعمال كرد و علويان با تمام وجود، سختترين شكنجهها را در دوران حكومت او لمس و تجربه كردند، آنسان كه قابل توصيف نيست.
«موسى الهادى» گوى سبقت را از سلف خود ربوده بود. واقعه «فخ» كه از نظر سنگينى دست كمى از حادثه عاشورا نداشت، از رخدادهاى دوران حكومت او بود. اين خليفه خونريز، مرتكب جنايتهاى بىمانندى شد و به كشتن كودكان و اعدام اسيران فرمان داد و علويان را تحت تعقيب قرار داد و هرجا آنان را مىيافت بىمهابا مىكشت. با تمام قدرت و سطوتى كه داشت، روزگار او چندان دوام نيافت و خداى توانا او را هلاك كرد.
هارون الرشيد در دشمنى با اهل بيت عليهم السّلام از نياكان خود عقب نماند. او نتوانست كينه خود را نسبت به اين خاندان پنهان بدارد و بىپرده گفت: «تا كى بايد وجود فرزندان ابو طالب (علويان) را تحمل كنم؟ به خدا سوگند، آنان و شيعيانشان را خواهم كشت و به يقين اين كار را خواهم كرد».[٢]
وى چندين سال، امام موسى بن جعفر عليه السّلام را در زندانها و سياهچالهاى خود در بند كرد و سرانجام آن حضرت را زهر خوراند و در زندان به شهادت رساند. هارون در ستم كردن و در تنگنا گذاردن علويان از هيچكارى فروگذار
[١] . تاريخ طبرى ١٠/ ٤٤٦.
[٢] . حياة الإمام موسى بن جعفر عليه السّلام ٢/ ٤٧.