پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨١ - كشته شدن امين
بغداد را در محاصره خود درآورد. اين محاصره به درازا كشيد و در نتيجه، آبادانى بغداد رو به ويرانى نهاد و فقر و بينوايى تمام مردم آن سامان را فرا گرفت. شمار بدكاران، منحرفان و متجاوزان به حقوق مردم در اين شهر فزونى گرفت و دست به كشتن افراد بيگناه مىزدند، اموال مردم را به غارت مىبردند و زنان را مورد تعرض قرار مىدادند. براى رويارويى با تجاوز و حريمشكنى اين اشرار، جمعى از مردم پاكسرشت، به رهبرى شخصى به نام «سهل بن سلامه» بهپا خاسته، با زور سرنيزه و سلاح به مقابله با اشرار پرداخته، توانستند آنها را از بغداد بيرون برانند.[١]
سرانجام سپاه مأمون به سوى كاخ امين پيش رفت و آن را به محاصره خود درآورد و شكست سنگينى بر سپاه امين وارد كرد و سپاه امين نتوانست در برابر سپاه تا بن دندان مسلح و داراى روحيه بسيار عالى مأمون مقاومت كند، لذا تن به شكست داد.
كشته شدن امين
در اين كشاكش و رويارويى دو سپاه، امين سرگرم بيهودگى و وقتگذرانى بود و با خدم و حشم خود كه «كوثر» فرد محبوب و مورد علاقه امين نيز در جمع آنان حضور داشت، مشغول ماهيگيرى بود. در همين حال اخبار شكست سپاهيان او و محاصره كاخش را به او دادند، اما همچنان بىتفاوت، سرگرم كار خود بود و مىگفت: «كوثر سه ماهى صيد كرده، اما من دو ماهى گرفتهام».
ناگهان طلايهداران سپاه مأمون بر امين يورش برده، سر از تن او جدا
[١] . اتجاهات الشعر العربي/ ٧٣.