پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٠ - ١ اهل بيت عليهم السلام و رهبرى الهى
دست گرفتن امور آن را دارد براى امت اسلامى روشن نمايند. در عين حال امت همچنان نيازمند شناخت بيشتر فاصله معنوى ميان خط اهل بيت عليهم السّلام و خط مشى حاكميت بود و مىبايست به ماهيت نقابهاى دروغينى كه حاكمان ستمگر در پس آن پنهان شده بودند پىببرد.
مأمون توانست با ازدواج دخترش ام الفضل با آن حضرت به هدف خود نزديك شود، زيرا از يكسو تمام تحركات امام جواد عليه السّلام را زيرنظر مىگرفت و از سوى ديگر ام الفضل او را از داشتن فرزندى از خود و از همسرى ديگر محروم مىكرد.[١] با تحقق بخشيدن به اين هدف مأمون، ديگر اهداف او را كه در اين بخش بيان شد نيز به سامان مىرساند.
حاكمان پس از مأمون با پيروى از او امامان را زير نظر مىگرفتند و جايگزينى مناسب، براى اين كار نمىديدند، چرا كه مأمون با دست آلودن به جنايت هولناك كشتن امام رضا عليه السّلام خود را رسوا كرده بود. وانگهى او كه براى رهايى از امام رضا عليه السّلام كه رقيب بزرگى براى قدرتش به شمار مىرفت، دست به اين جنايت زد، اينك رقيبى ديگر در پيش روى خود مىديد كه در مبارزطلبى و به خاك ماليدن بينى ستمگران قدرتمند از او برتر بود.
حال، شرايط امام جواد نه ساله سؤالهايى بنيادى براى مأمون و توده مردم و برخى از شيعيان به وجود آورده بود و آن اينكه اين كودك تا چه اندازه
[١] . چرا كه در آن روزگار امام عليه السّلام مىتوانست عليرغم داشتن همسرى چون دختر مأمون كنيزى را به همسرى گزيند و از او صاحب فرزند شود. بيم و حسادت از چنين رخدادى در شكايت ام الفضل از امام جواد عليه السّلام نزد پدرش كاملا مشهود است.