پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٨ - محمد امين، گرايشها و سياستها
«مسعودى» امين را اينگونه توصيف كرده است: « [امين] انسانى بدسيرت و ضعيف الرأى بود، از هواى نفس خود پيروى مىكرد، به كار توجهى نداشت، در حوادث و پيشامدهاى سخت بر ديگران تكيه مىكرد و به كسانى اعتماد داشت كه خيرخواه او نبودند».[١]
همچنين درباره او نوشتهاند: «كارهاى زشت و ناپسند را به راحتى مرتكب مىشد و هميشه به دنبال هوا و هوس خود بود و هيچوقت به فرجام كارى نمىانديشيد. در طعام [دادن و خوردن] بخيلتر از او يافت نمىشد. چندان توجهى نداشت كه كجا مىنشيند و با چه كس مىنوشد».[٢]
بىترديد، داشتن انديشه و رأى مهمترين شرطى است كه حاكم مسلمانان بايد از آن برخوردار باشد؛ چيزى كه هرگز در اين حاكم عباسى و برخى ديگر از حاكمان اين خاندان ديده نمىشد.
٣. مردمگريزى از ديگر اوصاف امين به شمار مىرفت. او افزون بر اينكه از مردم گريزان بود، از افراد خانواده، اميران و كارگزاران خود روى نهان كرده، آنان را تحقير مىنمود و دستگاه و امور حكومت را به «فضل بن ربيع» سپرد و خود به خوشگذرانى و عيش و نوش پرداخت.[٣] فضل نيز از فرصت به دست آمده نهايت استفاده را برده، هرگونه كه مىخواست در امور مملكتى دستاندازى مىكرد.
«اسماعيل بن صبيح» كه از خاصان امين بود، با ديدن رفتار فضل، نزد امين رفته، به او گفت: «اى امير المؤمنين، سرداران، سپاهيان و رعاياى تو از اينكه خود را از آنان پنهان مىكنى، نسبت به تو بدگمان شدهاند و نفسشان به پليدى
[١] . التنبيه و الاشراف/ ٣٠٢.
[٢] . عيون التواريخ ٣، برگه ٢١٢.
[٣] . سمط النجوم ٣/ ٣٠٦.