پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٩ - پديده زهد و سادهزيستى
حضور مأمون بودند كه زنار بسته، ديباى رومى بر تن كرده، صليب بر گردن آويخته و برگ نخل و شاخه زيتون در دست داشتند».
نرد باختن و شطرنج زدن، كبوتربازى و پرداختن بهاى سنگينى در راه تهيه كبوتران،[١] برگزارى جنگ خروسان و سگان[٢] و قماربازى از مظاهر زندگى آميخته به بازى و سرگرمى خلفاى عباسى بود و پديده قماربازى از دربار عباسيان به ميان طبقه فقير جامعه نيز راه يافت.[٣]
دردناكتر و اسفبارتر اينكه ابزار طرب و لودگى، برخى از محدثان را نيز در بر گرفت؛ همانهايى كه مىبايست به زيور ايمان و مقاومت در برابر هواى نفسانى آراسته باشند. «خطيب بغدادى» درباره «محمد بن الضوء» گفته است:
«او (محمد) جايگاه مناسبى براى فراگرفتن علم نيست، زيرا بىپرده شراب مىخورد و آشكارا به فسق و فجور مىپرداخت. ابو نؤاس در كوفه در خانه مىفروشى به نام جابر با محمد بن الضوء ديدار مىكرد».[٤]
پديده زهد و سادهزيستى
بيهودهگرايى و خوشگذرانى يك وجه روزگار امام جواد عليه السّلام بود. در مقابل، وجه ديگرى را مىتوان از آن روزگار در نظر گرفت كه گرايش عدهاى از مردم به زهد و بىاعتنايى به دنيا را به نمايش مىگذارد. اين جماعت، فريبايىهاى زندگى مادى را به ديده حقارت مىنگريستند و توجهى به آنها نداشتند. يكى از اين زاهدان «ابراهيم بن ادهم» معروف به ابراهيم ادهم بود. او از خوشىهاى زندگى دل بريد و به زندگى زاهدانه و بندگى خدا روى آورد. او
[١] . حياة الحيوان ٣/ ٩١.
[٢] . الأغانى ٦/ ٧٤- ٧٥.
[٣] . حياة الحيوان ٥/ ١١٥.
[٤] . الأوراق/ ٦١.