پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٣ - ١ ميراث تفسيرى
ج) از جعفر بن محمد صوفى نقل شده است كه گفت: «از ابو جعفر، محمد بن على الرضا عليه السّلام پرسيدم: اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، چرا رسول خدا «امى» خوانده شده است؟ از آنرو كه چيزى نمىنوشت [به اين نام خواندهاند]؟
او فرمود: آنان [كه چنين نسبتى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دادهاند] دروغ گفتهاند، خدايشان لعنت كند. چگونه چنين چيزى ممكن است؟ حال آنكه خداى- تبارك و تعالى- مىفرمايد: «اوست آنكس كه در ميان بيسوادان فرستادهاى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به ايشان بياموزد.[١]
[اگر آنچه مىگويند درست باشد] چگونه او كه خود چيزى را نيك نمىدانست، به آنان مىآموخت؟ به خدا سوگند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به هفتاد و دو يا هفتاد و سه زبان مىخواند و مىنوشت. [بدانيد،] از آنرو امى خوانده شد كه از مكه (يكى از شهرهاى بزرگ) بود. خداى متعال در اينباره فرموده است[٢]: «و براى اينكه [مردم] ام القرى (مكه) و كسانى كه پيرامون آنند هشدار دهى.[٣]
شايان ذكر است كه امام جواد عليه السّلام با اين پاسخ، ملاكى را در اختيار همگان قرار داد تا براى شناخت معنى اصطلاحات و مفاهيم قرآن از خود قرآن مدد جويند؛ روش و شيوهاى كه بعدها «تفسير قرآن با قرآن» ناميده شد. وانگهى اين معنايى كه از واژه «امى» شده، عدم فراگيرى خواندن و نوشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از كسى نفى نمىكند كه اين خود نقطه اعجازى در زندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شمار مىرود. از آنرو پيامبر به مكتب نرفته، توانست چنان مراتبى بلند را در آموختن به ديگران درنوردد و اين خود دليلى محكم بر ارتباط آن حضرت با
[١] . جمعه/ ٢.
[٢] . انعام/ ٩٢.
[٣] . بصائر الدرجات ص ٢٥٥ و علل الشرايع ١/ ١١٨.