پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - علوم قرآنى
بغداد
بغداد با جنبشهاى علمى و فرهنگى شكوفايى يافته و در جاىجاى آن مدرسه و دانشسرا تأسيس شد. در بغداد چيزى به فراوانى و آسانى دانش وجود نداشت. بغداد همانند ديگر مراكز اسلامى به دانش خاصى بسنده نكرده، بلكه علوم عقلى و نقلى و ديگر رشتههاى علمى را در خود گرد آورده بود. بدين ترتيب به صورت بزرگترين مركز علمى آن دوره درآمد كه جويندگان علم از سراسر جهان براى كسب دانش آهنگ بغداد مىكردند.
«گوستاولوبون» بغداد آن روزگار را چنين توصيف كرده است: «عالمان، هنرمندان و اديبان، از مليتها و نحلههاى گوناگون، مانند: يونانيان، پارسيان، قبطىها و كلدانيان بار سفر بسته به بغداد مىرفتند و آن را به صورت مركزى جهانى براى دانش درآوردند».
«ابو الفرج» درباره مأمون مىنويسد: «او با حكما خلوت مىكرد، با مناظره آنان انس مىگرفت و با گفتوگوى [علمى] با آنان لذت مىبرد. او بر اين باور بود كه دانشمندان و عالمان، برگزيدگان خدا از ميان بندگان هستند».[١]
تا اينجا برخى از مراكز علمى آن دوره را برشمرديم. اينك به بيان علوم رايج در آن عصر مىپردازيم:
علوم قرآنى
علوم قرآنى شامل دو بخش بود:
الف) علم قرائت كه به تحقيق درباره قرائت قرآن مىپرداخت. آنچه
[١] . حضارة العرب/ ٢١٨.