پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٩ - جنگهاى ويرانگر
گراييده است. خوب است بخشى از روز خود را به آنان اختصاص بدهى و آنان به ديدار تو بيايند كه اين اقدام، مايه آرامش آنها شده و آنان آرزوهاىشان را به وسيله تو برآمده ببينند.
امين خواسته او را پذيرفت و در كاخ خود نشست شاعران بر او وارد شده، اشعار خود را براى خليفه خواندند. آنگاه امين بر يك كشتى به صورت شيرى با هيبتى بىمانند سوار شده، به محله «شماسيه» رفت. در آنجا سوارهنظام كنار رود دجله در انتظار وى ايستاده بودند. در اين سفر ابزار مطبخ و تفريح با او همراه كردند تا وسايل خوشگذرانى و عيش و نوش او را آنچنان كه بايد مهيا كنند.
اين داستان، نهايت هواپرستى و هوسبازى و بىتوجهى امين را به امور دولت و گستره اسلامى آشكار مىكند.
٤. قدرتطلبى، ديگر شاخصه امين بود. پس از مرگ هارون، امين به خلافت رسيد و همانگونه كه ميان عباسيان سنت شده بود، انگشترى خلافت، برد و عصاى هارون الرشيد به او رسيد. چون كارهاى حكومتى به نفع او سامان گرفت، برادرش مأمون را خلع كرد و فرزندش موسى را كه در گهواره و خردسال بود به ولايتعهدى برگزيد و او را «الناطق بالحق» ناميد. سپس كسى را براى آوردن فرمان ولايتعهدى كه هارون در كعبه آويخته بود و براساس آن، امين و پس از او مأمون را به ولايتعهدى برگزيده بود فرستاد و چون فرمان به دست امين رسيد آن را پاره كرد.
جنگهاى ويرانگر
پس از آنكه امين، برادرش مأمون را از ولايتعهدى خلع كرد و او را از