پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٤ - ٤ ميراث تاريخى
المؤمنين و رحمة الله و بركاته». آنگاه آنجا را ترك گفت.
امير المؤمنين عليه السّلام به فرزندش فرمود: اى ابو محمد، به دنبال او برو و بنگر به كجا مىرود.
[امام] حسن بن على در پى او روان شد و چون آن مرد پا از مسجد بيرون نهاد، ناگهان ناپديد شد. حسن بن على نزد پدر بازگشت و او را از ماجرا آگاه كرد. امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمود: اى ابو محمد، آيا او را مىشناسى؟
گفت: خدا و رسولش و امير المؤمنين او را بهتر مىشناسند.
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: او خضر پيامبر بود».[١]
ج) ابو جعفر مشهدى با اسناد از ابو جعفر ثانى عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سلمان را براى انجام كارى نزد فاطمه (س) فرستاد. سلمان مىگويد: بر در سراى فاطمه (س) ايستادم و سلام دادم. ديدم كه فاطمه (س) قرآن مىخواند و آسياى دستى، به تنهايى در حال چرخش بود و كسى در آن جا حضور نداشت. نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشتم و به حضرتش گفتم: اى رسول خدا، فاطمه را ديدم كه قرآن مىخواند و آسيا به خودى خود در حال چرخش بود.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لبخندى زد و فرمود: اى سلمان، خداى متعال قلب و تمام جوارح دخترم فاطمه را از ايمان و يقين لبريز كرد و او خود را براى بندگى و فرمانبردارى خدا وقف كرد. از اينرو خدا فرشتهاى به نام «دوفائيل» و به نقلى «رحمت» براى او فرستاد تا آسيا را به حركت درآورد [و بدينترتيب] حضرت حق كار دنيا و آخرت او را كفايت كرد»[٢]
د) «حافظ ابو نعيم» روايت كرده است: «احمد بن اسحاق از ابراهيم بن نائله
[١] . اثبات الوصيه/ ١٥٧.
[٢] . الثاقب فى المناقب( خطى)/ ١٩٩ و با( اندكى تفاوت) دلائل الامامه/ ٤٨.