پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٥ - ٤ ميراث تاريخى
و او از جعفر بن محمد بن مزيد براى ما نقل كرد كه گفت: در بغداد بودم.
محمد بن مندة بن مهربزذيه مىگفت: مايلى تو را نزد ابن الرضا (امام جواد) عليه السّلام ببرم؟
گفتم: آرى.
با محمد نزد او رفته سلام داديم و در حضور او نشستيم. آن حضرت اين حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را خواند كه فرموده بود: «إن فاطمة أحصنت فرجها فحرّم الله ذريتها على النار»؛ فاطمه عليها السّلام دامان خود را پاك نگاه داشت و از همينرو خدا فرزندان او را بر آتش [دوزخ] حرام گرداند.
آنگاه گفت: «خاص للحسن و الحسين رضى الله عنها»؛ [اين ويژگى و ذريه بودن] تنها به حسن و حسين- كه خدا از آنان خشنود باد- اختصاص دارد.[١]
ه) نيز با اسناد از على بن ابراهيم بن هاشم، از پدرش از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى روايت كرد كه گفت: «به ابو جعفر، محمد بن على الرضا عليه السّلام گفتم: گروهى از مخالفان شما مدعى هستند: از آنرو مأمون پدرت را «رضا» ناميد كه به ولايتعهدى رضايت داده [و بدان خشنود] بود.
ابو جعفر عليه السّلام فرمود: به خدا دروغ گفته، فسق و گناه ورزيدهاند. [اينگونه نيست كه مىگويند،] بلكه خدا- عز و جل- او را رضا خواند كه در آسمان مورد رضايت خدا بود و در زمين مورد رضاى پيامبر خدا و امامان پس از او بود.
گفتم: آيا هيچيك از پدران تو مورد رضايت خدا و پيامبرش قرار نداشتند؟
فرمود: همينطور است.
[١] . اخبار اصفهان ١/ ٢٠٦ و ٢٤٢؛ تاريخ بغداد ٣/ ٥٤ و الوفيات ٣/ ٣١٥.