پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٨ - ٣ شرايط اقتصادى
مىافكند، تبعيد مىكرد يا مىكشت. او با زور سرنيزه، مردم را به پذيرش نظريه خود وامىداشت.
اين مسأله مهمترين رخداد روزگار مأمون به شمار مىرود. شايان توجه است كه فلاسفه و متكلمان، موضوع خلق قرآن را شرح و غوامض آن را روشن كردهاند.[١]
[٣] شرايط اقتصادى
اسلام توجه خاصى به اقتصاد و شكوفايى آن داشته، فقر و بينوايى را فاجعهاى ويرانگر مىخواند و از همينرو زدودن فقر از جامعه را واجب مىداند. همچنين مسئولان را موظف كرده است در راه توسعه اقتصادى براى همگان و فراهم شدن زمينه افزايش درآمدها و گستراندن رفاه عمومى بكوشند تا از اين رهگذر مسلمانان از در غلتيدن در انحرافها و ناهنجارىها كه عموما زاييده فقر است، در امان باشند.
از مواردى كه سخت مورد توجه اسلام است و واليان و حاكمان را از آن باز مىدارد، هزينه كردن دارايى دولت- كه در واقع دارايى مردم است- در غير مصالح مسلمانان است. همچنين حاكمان از اختصاص دادن دارايى دولت به خود، خويشاوندان و نزديكان نهى و آن را حرام كرده است. عليرغم تمام اين محدوديتها كه تماما به مصلحت اسلام و مسلمانان است، شاهان بنى عباس اين دستور را ناديده گرفته، مال خدا و مال بندگان خدا را ميان خود دست به دست گردانده، بىهيچ محدوديت و مانعى به مصرف هوسها و
[١] . ر. ك: حياة الإمام محمد جواد عليه السّلام/ ٢٠٣- ٢٠٥.