پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٠ - ١ امام جواد عليه السلام در مصاف پديده تشكيك در امامت
رهنمود، روايت و اشاره پاسخ داده مىشد و اين گفتهها به نزديكان امام رضا عليه السّلام و سران نيروهاى پيرو اهل بيت عليه السّلام كه در مصر، حجاز، عراق، ايران و ... به سر مىبردند مىرسيد.
تشكيك در امامت آن حضرت موضوعى بود كه خود امام جواد عليه السّلام مىبايست براى از ميان برداشتن آن و زدودن روح شك و ترديد كه پس از وفات امام رضا عليه السّلام بازار آن گرمتر و آتش آن شعلهورتر شده بود تلاش گستردهاى كند. روايات زير، فضاى شكآلود آن روز و اقدامهاى امام جواد عليه السّلام را در زدودن آن فضا بيان مىكنند:
الف) «سيد مرتضى» در كتاب خود آورده است: «چون امام رضا عليه السّلام به ديدار حق شتافت، ابو جعفر هفت ساله بود. مردم بغداد و ديگر شهرها در امر امامت دچار اختلافنظر شدند. ريان بن الصلت، صفوان بن يحيى، محمد بن حكيم، عبد الرحمن بن حجاج، يونس عبد الرحمن و جمعى از بزرگان و افراد مورد اعتماد شيعه در خانه عبد الرحمن بن حجاج در «بركه زلول» گرد آمده، در سوگ از دست دادن امام رضا عليه السّلام مىگريستند. يونس بن عبد الرحمن به آنان گفت: گريه را رها كنيد. بايد بدانيم تا بزرگ شدن اين (امام جواد) عليه السّلام در مسائل به چه كسى مراجعه كنيم؟
ريان بن الصلت برخاست و گلوى او را گرفته، بر صورت او سيلى مىزد و به او مىگفت: در حالى كه درونى شركآلود دارى براى ما اظهار ايمان و ديندارى مىكنى؟ [آگاه باش كه] اگر امامت او از سوى خداى- عزّ و جلّ- باشد، چنانچه طفلى يك روز باشد، به يقين در علم، فراتر از دانشمند كهنسال خواهد بود و اگر امامت او از سوى خدا نباشد، چنانچه هزار سال عمر كرده باشد، در شمار عامه مردم خواهد بود. اين را نبايد فراموش كرد.