پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٣٣ - ٧ در آستان مواعظ امام جواد عليه السلام
٤٨. «الدين عز، و العلم كنز، و الصمت نور، و غاية الزهد الورع، و لا هدم للدين مثل البدع، و لا أفسد للرجال من الطمع، و بالراعي تصلح الرعية، و بالدعاء تصرف البلية»؛
دين [مايه] عزت و دانش، گنجينه و خموشى، نور است و بالاترين مرتبه زهد، پرهيزگارى است. هيچچيزى چون بدعت [در دين] دين را ويران نمىكند و [تباهكنندهاى] چون طمع مردان را تباه نمىكند. با وجود حاكم [صالح] مردم سامان مىيابند و به صلاح مىآيند و با دعا بلاها دفع مىشود.
٤٩. «من ركب مركب الصبر اهتدى إلى مضمار النصر، و من شتم أجيب، و من غرس أشجار التقى إجتنى أثمار المنى»؛
هركس بر مركب صبر سوار شود به ميدان (آوردگاه) پيروزى خواهد رسيد، هركس دشنام دهد دشنام شنود و هركس نهال پرهيزگارى بنشاند، ميوه آرزوها برچيند.
٥٠. «أربعة خصال تعين المرء على العمل: الصحة و الغنى و العلم و التوفيق»؛
چهار چيز انسان را در كارها يارى مىدهد: تندرستى، بىنيازى، دانش و توفيق [الهى].
٥١. «إن لله عبادا يخصّهم بدوام النعمة، فلا تزال فيهم ما بذلوها، فإذا منعوها نزعها عنهم و حوّلها إلى غيرهم»؛
خداوند بندگانى دارد كه آنان را [از ميان ديگر بندگان] به نعمتهاى پياپى خويش ويژه گردانده است و تا زمانى كه از آن نعمتها ديگران را بهرهمند كنند آن نعمت در ميان ايشان خواهد بود و چون آن را دريغ كنند، خداى متعال آن را از ايشان ستانده، به ديگران خواهد داد.
٥٢. «أهل المعروف إلى إصطناعه أحوج من أهل الحاجة إليه، لأن لهم أجره و فخره و ذكره، فما اصطنع الرجل من معروف فإنما يبدأ فيه بنفسه»؛
نيكوكاران بيشتر از نيازمندان به نيكوكارى [خويش] نيازمندند، چرا كه پاداش، افتخار و يادكرد آن را نصيب خود مىكنند. از اينرو هركس نيكى كند ابتدا به خود نيكى كرده است.
٥٣. «من أمّل إنسانا هابه، و من جهل شيئا عابه، و الفرصة خلسة، و من كثر همّه