پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٤ - مبحث اول اصحاب امام جواد عليه السلام
ژرفناك بودن آن اعتراف دارند- خبرى نبود.
در روزگارى كه حاكمان ستمگر عباسى و اموى امامان معصوم عليه السّلام را تحت شديدترين محدوديتها قرار مىدادند و ارتباط با آنان را منع مىكردند تا امت اسلامى را از دنبالهروى آنان و پيروى از ايشان بازدارند، پاىبندى ياران امامان عليه السّلام كه در آن دورههاى سخت، با امامان رابطه داشته و در تدوين احاديث آن بزرگان مىكوشيدند، شايسته قدردانى و افتخار است.
اين عالمان و راويان كه از ياران امامان بودند، آنچنان زير فشار قدرت حاكم قرار داشتند كه نمىتوانستند به طور صريح از امامى نام ببرند كه از وى حديثى يا مطلبى داشتند، با اشاره و بيان برخى اوصاف آن امام، او را معرفى كرده، حديث يا مطلب خود را از او بازمىگفتند. از آنرو اين پنهانكارى صورت مىگرفت كه زندان و مرگ در انتظار كسانى بود كه از امامان مطلبى نقل مىكردند.
از آنجا كه امام جواد عليه السّلام نيز در محاصره جاسوسان دستگاه خلافت قرار داشت، از اصحاب خود خواست تا در عرصههايى كه خود به دلايل امنيتى توان فعاليت در آنها را ندارد، به فعاليت بپردازند. بنابراين، عرصههاى اصلى فعاليتهاى اصحاب امام جواد عليه السّلام نمايانگر فعاليتهاى آن حضرت بود، زيرا آنان تنها با پيروى از آن حضرت و به كار بستن رهنمودهايش اقدام كرده، كارى خودسرانه انجام نمىدادند. از آنرو در اينجا به اصحاب امام جواد عليه السّلام پرداختهايم كه فعاليتهاى علمى و فكرى آنان، از گرايشها و فعاليت طلايهداران بيداردل روزگار تحت رهبرى امام جواد عليه السّلام خبر مىدهد. در اينجا فعاليتهاى علمى تنى چند از اين اصحاب روايتگر را كه به تمام معنا و بدون اغراق گستردگى فعاليتهاى مدرسه علمى امام جواد عليه السّلام را به نمايش گذاردهاند، بررسى مىكنيم: