پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٢ - خلافت ابراهيم خليع
كردند و طاهر بن حسين سر او را بر فراز نيزه كرد و اين آيه را خواند: قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛[١]
بار خدايا، تويى كه فرمانفرمايى، هرآنكس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هركه خواهى، فرمانروايى را بازستانى.[٢]
خلافت ابراهيم خليع
ابراهيم يكى از افراد خاندان عباسى بود. به دليل اينكه از هيچ بىبندوبارى، هرزگى و تن دادن به انواع بيشرمىها فروگذار نمىكرد «خليع» (بىبندوبار) ناميده شد. افراد خاندان عباسى به دليل نفرتى كه از مأمون داشتند، ابراهيم را به عنوان خليفه برگزيدند و مطربان و فرومايگان با وى بيعت كردند.
طرفه نكتهاى كه در اين انتخاب به چشم خورد اين است كه همين فرومايگان از او درخواست پول مىكردند و او وعدههاى سرخرمن به آنان مىداد. چون زمان وعده به درازا كشيد، كاخ او را محاصره كردند. پيك ابراهيم نزد آنان شد و به آنان گفت: «ابراهيم چيزى ندارد تا به شما بدهد.
ظريفى از ميان جمع محاصرهكننده برخاست و گفت: خليفه را در جمع ما حاضر كنيد تا به عوض عطا و پول، سه پرده آواز براى حاضران در اين قسمت و سه پرده براى حاضران در آن قسمت بخواند ...».[٣]
مأمون براى سركوب كردن شورش ابراهيم، همراه سپاهيان خود رهسپار
[١] . آل عمران/ ٢٦.
[٢] . عيون التاريخ ٣، برگه ٢١١ و حياة الإمام الجواد/ ١٩٣- ١٩٧.
[٣] . همان/ ١٩٨.