پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤ - ب) امامت در خردسالى
دستخوش تعجب و ترديد شده بودند. امام جواد عليه السّلام براى زدودن غبار شك و ترديد از خانه دلشان در صدد توضيح اين رخداد برآمد و با استشهاد به تاريخ پيامبران، حقيقتى را كه همگان از آن غافل بودند روشن نمود. ذيلا به رواياتى مىپردازيم كه در اين مورد آمده است:
١. راوى مىگويد: «به ابو جعفر ثانى گفتم: آنان (مردم) درباره نوجوانى تو سخن مىگويند [و در امامت تو با ديده ترديد مىنگرند].
امام جواد عليه السّلام فرمود: خداى متعال به داوود وحى فرمود تا سليمان را- كه خردسال بود و گوسفند مىچرانيد- به جانشينى خويش برگزيند. عابدان و عالمان بنى اسرائيل آن را نپذيرفتند. خداوند به داوود عليه السّلام وحى فرمود: عصاى آنان و عصاى سليمان را از آنان بگير و در خانهاى قرار ده و با مهر ايشان درب آن را مهر كن و روز بعد به سراغ عصاها برو. پس عصاى هركس سبز شده، برگ و بر داد، همو خليفه و جانشين است.
داوود عليه السّلام آنان را از مطلب آگاه كرد و آنان گفتند: به اين امر رضايت داده، آن را مىپذيريم».[١]
٢. راوى مىگويد: «ابو جعفر عليه السّلام را ديدم كه خارج شد. در او نگريستم و سرتاپاى او را برانداز كردم تا اوصاف ظاهرى او را براى ياران خود در مصر بازگويم. در همينحال بودم كه امام عليه السّلام نشست، سپس به من فرمود: اى على، همانگونه كه خداوند در امر نبوت محاجّه مىكند، در امر امامت نيز چنين مىكند كه حضرتش فرموده است: وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا؛[٢] و از كودكى به او نبوت داديم» و وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ؛[٣] و چون به رشد و كمال خويش رسيد» و وَ بَلَغَ
[١] . كافى ١/ ٣١٤.
[٢] . مريم/ ١٢.
[٣] . قصص/ ١٤.