پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩١ - نگاهى به سلوك و گرايشهاى مأمون
مىبايست با اتكاى به خود و اعتماد به نفس، دست به كار شود. با پى بردن به ماهيت كاستىهاى خود و شناخت ويژگىهايى كه برادرش امين از آن بهرهمند بود، كمر همت بست و براى آينده خود به برنامهريزى پرداخت.
مأمون براى نيل به اهداف خود از لغزشها و اشتباهات امين بهره مىجست و خطاهاى خود را اصلاح مىكرد. از ديگر سو، فضل كه امين را سرگرم خوشگذرانى و بيهودهكارى مىديد از مأمون خواست تا اظهار ديندارى و پرهيزگارى كند و خوشرفتار باشد و مأمون نيز چنان كرد. اينك مأمون روشى كاملا متفاوت با روش امين در پيش گرفته بود و هرگاه امين مرتكب خطا و لغزشى مىشد، مأمون دست به عملى مثبت زد.
اين روى سكه زمانى جلوه نمود كه مأمون در نامهاى خطاب به عباسيان خود را واعظى پرهيزگار معرفى كرد و خود را در هالهاى از خويشتندارى، بىرغبتى نسبت به دنيا و پايبندى به احكام شريعت قرار داد. او بدين وسيله مىخواست مردم در وجود او شخصيتى متفاوت و برتر از شخصيت برادرش امين ببينند. وى توانست در گونههاى علوم متعارف آن روز بدرخشد و بر همگنان، بلكه بر تمام خلفاى بنى عباس سرآمد شود، آنسان كه در ميان عباسيان همانند او يافت نمىشد.[١]
تاريخنويسان و ديگر كسانى كه به زندگى و شرح حال مأمون پرداختهاند، به برترى او گواهى داده، او را «مرد» خليفگان عباسى و يگانه اين خاندان خواندهاند.[٢]
آنچه در اين مبحث مورد توجه و بايسته يادآورى است، پرداختن به
[١] . ابن النديم، الفهرست/ ١٧٤.
[٢] . الحياة السياسية للإمام الرضا عليه السّلام/ ١٥٤.